😂😂😂 خب میذاشتی مامانت یکم کلاس بزاره که اره خیلی جوون به نظر میرسم که منشیه این فکر رو کرد ...
ن اتفاقا مامانم چون زندگی سختی داشتیم قبلا و هیچی نداشتیم و با پدرم از صفر شرو کردن و خداروشکر الان وصعمون خوبه ،بخاطر همین خیلی زود هم خودش هم پدرم شکسته شدنه
اخییی عزیزممم😍 ایشالا هیچ وقت سایه اشون از سرت کم نشه.
خیلی ممنون ازتون 🙏🏻
یه سری خیلی دلم برا پسر عمو و عمه هام سوخت😂
تو یه مراسم عذاداری یکی از فامیلا بودیم من تو بخش زنونه مسئول غذا و آب و چایی بودم بعد یکی دوساعت از غذا دیدم ۶تا از پسرعمو و عمه هام دم در ایستادن و یکیشون اومد صدام زد گفت بیا کارت داریم(منم از همشون کوچیکتر بودم😂)بعد گقتم چیشده گفت باید آشغالا غذا ها و ظرفا یه بار مصرفو ببریم بیرون روستا بندازیم تو تو سلط زباله بزرگه،گفتم خو ببرید بگقتن هرکاری میکنم علی(شوهر دختر عموم)کلیدا ماشینو نمیده میگه به هیچکدومتون اعتماد ندارم ماشین دستتون نمیدم فقط به سام کلید میدم😂😂گفتم خاک تو سر همتون کنن که به من که از کوچیکترینون دوسال کوچیکرتم اعتماد داره به شماها نداره😂😂😂😂