اونم با زنی ک ده سال حداقل ازش بزرگتره دو بچه داره
نمیدونم رابطه در چ حده فقط خانمه گفته بود تو چت ک آخرین باز دو ماه پیش همو دیدیم با ماشین بیرون شهر همونجای همیشگی« خونش همین شهره»
بعدم گفته بود فقط حرفیدیم
حرف عاشقانه ای تو چت نبود
شوهرم ک کلا انکار کرده و طلبکاره و اصلا ابراز پشیمونی نمیکنه و اونم مثل من اصلا حرف نمیرنه
یه بچه یک سال دارم
خودمم معلمم تازه البته
چهار روزه یک کلمه حرف نزدم و جامو ازش جدا کردم
روزای اول خیلی سخت بود خیلی
الان آروم ترم
من واقعا نمیتونم با این قضیه کنار بیام اخه منو شوهرم بعد چهار سال زندگی هنوز بیرون جای همیشگی نداریم 😞😞😞به بهانه ک ماشین نداره منو هیچ جا نمیبره
اونوقت با این خانم جای همیشگی داشته حتی خانمه بهش گفته بود : بخاطر من تو ماشین سیگار کشیدی
تو بد جهنمی گیر کردم
فقط میدونم هرگز نمیتونم ببخشمش
شما جای من بودین چکار میکردین