اوووف خسته شدم دیگه از دست همشون
هم مادرش همیشه اویزونه
هم خودش همش اصراراصرار
دیگه از همه جا بدم میاد مسافرتم میخاد بیاد.همه جا ینی کوچکترین جاهم میخاد باشه
چکار باید بکنم از سرش بیوفته
خانواده خودمم خیلی ازم دورن نگید اونارو بیار تلافی کن بعدم خیلی جنگ کردم تابحال اثری نداشته نمیخوام دیگه ریختشو ببینم حتی از بس اویزونه
چ سیاستی داشته باشم چکار کنم