2789
عنوان

چشم سوم

| مشاهده متن کامل بحث + 1489 بازدید | 178 پست

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


عزیزم خیلی بدع  یه دعاگر ب من گفت چشم سومت خود ب خود بازه  و اینکه میگن وقتی باز باشه چی ...

کنجکاویم میترسم کار دستم بده 😕

درصورتی ک اصلا به غیر از انسان از همه چی می ترسم🤣مثلا حیوانات 

ستاد مبارزه با عقاید کهنه😐❌
عزیزم خیلی بدع  یه دعاگر ب من گفت چشم سومت خود ب خود بازه  و اینکه میگن وقتی باز باشه چی ...

الان میتونید ب من بگید من در کنکور امسال موفق میشم ؟؟

لطفا درخواست دوستی ندید. متشکرم💛
کنجکاویم میترسم کار دستم بده 😕 درصورتی ک اصلا به غیر از انسان از همه چی می ترسم🤣مثلا حیوانات  ...

😂😂😂


خدایا شکرت بابت همه چی 💜😍کاربر قدیمی ام ب دلایلی خودمو تعلیق کردم 😁🤍🙄               𝐛𝐲 ᵍᵒᵈ 𝐢 ᵈᵃⁿᶜᵉ 𝐭𝐨 ᵐᵃᵏᵉ 𝐭𝐡𝐞 ʷʰᵒˡᵉ 𝐰𝐨𝐫𝐥𝐝 ᵐʸ 𝐰𝐢𝐬𝐡 ❥═•• باخـدامی ـرقصــانم‌تمـام دنیارابہ ـساز ـعارزوهـــایم❥═••🖇🔐🌸🧸وزن اولیه۴۵ وزن هدف اول ۵۰ 💜وزن هدف دوم ۵۵💜امیدوارم که بتونم و میتونم💜

هرچی خواب ببینم درست از آب درمیاد حدس هام و... و اینکه از همه بدتر روح از بدن درمیاد و حالت پرواز درمیاد ...

نمیدونم هستم یانه ولی خیلی عذاب آور مخصوصا خارج شدن روح که سمت بالا میره 

کنجکاویم میترسم کار دستم بده 😕 درصورتی ک اصلا به غیر از انسان از همه چی می ترسم🤣مثلا حیوانات  ...

خوب پس نکن چون بعدش چیزای میبینی که قابل تحمل‌نیست

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

میگم آخه رو پیشونی ترسناک میشه😐😐

اره فک کن😄😄

هیچ مادری از مرگ نمیترسد،بزرگترین ترس یک مادر از این است که فرزند خود را در این دنیا تنها بگذارد،در حالی که میداند هیچکس مثل او فرزندش را دوست نخواهد داشت ❤
فرکانس تون بالاس... خیلی خوبه


من اکثرا قریب ب اتفاق اینجوری ام😑😑

حتی یکبار زیر دوش یکی توی بطن وجودم گفت مامانبزرگ قراره گردنبند زمرد عتیقه و قدیمی شو بده بهت 

چندروز بعد تلفنی اینو ب مامانم گفتن 

گفتن این گردنبند هدیه مادرجانِ ینی مادرِ مادربزرگم و من سرعقد میدم به فاطمه یادگاری ازمن😮

من همون مامای مهربونِ سابقم😊 همون کاربرِ قدیمی که از سال ۹۲ اینجا بود :)) وقتی گوشیمو عوض کردم تاااااازه یادم افتاد ای دادِ بیدا من از کاربریِ قبلیم هیچی رو سیو‌نکردم ؛ حتی ایمیلمم یادم‌نمیاد؛ ازون بدتر حتی خط ۶سال پیشمم دیگه دستم نیست!😑 اینجوری شد که من مجبور شدم دوباره نی نی سایت ثبت نام کنم...
اشکال نداره نباید جلوی چیزی رو بگیری... هر اتفاقی بیفته شانسی نیس... در جهت رشد روحه... ناراحتم نباش ...

الان دارم کم کم انرژی مثبت به خودم میدم تازگیا انگار بهتر شده . ولی یچیز که تو دلم‌بیفته رد خور نداره .

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز