2777
2789
عنوان

دعوا

98 بازدید | 17 پست

امروز قرار بود بیاییم مشهد شوهرم دیروز زنگ زد به مامانمم گفتم بیاد باهامون منم برداشتم گفتم دکتر میرم نمیخواد کسی باهامون بیاد اون اصرار منم گفتم نه بالاخره امد منو بلاک کرد و با هر خطی زنگ میزدم اونو هم بلاک میکرد نزدیکای ۱۰ اومد ناراحت منم حسابی دلم پر بود زدم زیر گریه ...بعد از دوش اومدن ازش چاقو خواستم در حموم رو هم بستم اومد ازم گرفت به نظرتون در مورد مامانش و بقیه مبحث کار درستی کردم یانه

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

اشتباه از شما بوده چرا بدون مشورت میخواستی مامانتو همراه کنی با خودتون؟در صورتی که شوهرت علاقه داشته ...

من گفتم دوتایی چون دکتر زنان میخوام برم اون بدون هماهنگی میگه مامانشم بیاد

اشتباه از شما بوده چرا بدون مشورت میخواستی مامانتو همراه کنی با خودتون؟در صورتی که شوهرت علاقه داشته ...

برعکس فهمیدی فک کنم    اینارو باید به شوهرش بگی  😂🤣

من از دیوانه ها دیدم هزاران عاقل مرده‌‌‌..
مشکل نیست که با کسی بحث میکنم یا ناراحام اونجا میگم اون خودشو ناراحت میکنه و قهر 

اون خودشو ناراحت می‌کنه و قهر می‌کنه تو میخوای خودتو بکشی چندسالته؟!بجهنم قهر می‌کنه سخته اون قهر کنه ولی نه اینقدر که بخوای خودتو بکشی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز