بچه ها امروز رفتم یکساعت خونه مادرشوهرم پدرشوهرم دوماهه مریضه عمل کرده کار نمیکنه مادرشوهرمم ۶ماهه عمل کرده دیگه خوب شده من همونیم که گفتم تازه عروس بودم رفتم خونه مادرشوهرم هرروز مراقبت میکردم ازش ولی الان دیگه سردا شده چونپدرشوهرم کار نمیکنه میخام خرج خور نباشم میرم یساعت باشوهرم میام به ماذرشوهرم گفتم مامان من اگه ناهار شام نمیام بخاطراینه نمیخام شما اذبت بشید و دلایلی دارم و چون بابا کار نمیکنه نمیخام بیام اریت بشید شاید شما میخاید غذا یچیز ساده درست کنید من میام شما غذا بخاطر ما درست کنید بعد مادرشوهرم گفت خودتون بیاید درست کنید بعد تو روم گفت وقتی نمیاید وقتی خوبم شدیم دیگه نیاید من خیلی ناراحت شدم من فردای عروسیم رفتم خونه مادرشوهرم اونهمه ازش نگهداری کردم تا ۵ماه بعد الان که خوب شده از پس کاراش برمیاد این حرفو زد من خیلی ناراحت شدم دیگه حرفی نزدم بنظرتون این حرفو به شوهرم بگم یا چیکار کنم
خب یه چی گفتی که بنده خدا الآن فکر کرده قبلا" فقط واسه خوردن میرفتی. غذا بپز با خودتون ببرین.
راه و رسم مردن را در مجال زندگانی دنیا نیاموخته ایم. چه گرانبهاست در نظر پروردگار، مرگ پاکان؛ همچنان که چیزهای کمیاب گرانبها هستند. به شما راست میگویم، به راستی من در این جهان به امتیازی آمده ام که تا کنون به هیچ بشری داده نشده حتی به... ،زیرا خدای ما انسان را نیافرید که در جهان او را باقی بگذارد بلکه او را آفریده است تا در بهشت بگذاردش. 🍀 jesus christ. به نام قدرت مطلق، نيروى برتر، نيرويى كه قدرتت از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب گسترده شده. Angel
قلبم درد اومد من فردای عروسیم رفتم اونهمه ازش نگهداری کردم به عروسی برام نگرفتن خانومی کردم رفتم پنج ماه پیشش همه فردای عروسی میرن ماه عسل من رفتم مراقبت ازاون بعد به من این حرفو زد قلبم درداومد امشب به شوهرمم نگفتم خیلی سنگینه دلم
من اگه جای مادرشوهرت بودم ناراحت میشدم.یه جورایی غرورم له میشد.مگه واسه عذا میرفتی؟یه وقتا میتونی خودت چیزی درست کنی از خونه ببری باهم بخورین.ولی این حرف بنظر من خوب نبود