2789
عنوان

ینی چیشده؟

135 بازدید | 16 پست

تو تاپیک قبلیم گفتم که هفته پیش که رفتیم شب خونه مادرشوهرم متوجه شدیم ظهر همشون خونه خواهرشوهرم دعوت بودن بغیر از ما و همش تعریف میکردن ولی چقدر خوش گذشت چقدر حال داد کیف داد و ... ینی کلا یک ماهی اخلاقاشون فرق کرده بود (یک ماهه مجدد شروع بکار کردم ) هی میگفتم لابد حساس شدم دارم اشتبده میکنم حتی به همسرمم میگفتم همینو میگفت تا اینکه اون رفتارو ازشون دید و اونم خیلی ناراحت شد و بهش برخورد و اومدیم خونه گفت دارم براشون 

خلاصه کنم الان یک هفتس نه خبری از مادرشوهرمه نه شوهرم زنگ زده بهشون 

اصلا هم به روی خودش نمیاره و دوستنداره حرف بزنم درموردش یبارم که اومدم حرفو پیش بکشم حرفو عوض کرد 

نمیدونم با مادرش صحبت کرده بحثی چیزی شده ؟!!!

بنظرتون بازم بپرسم ازش؟


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نمیخواد بپرسی کارتو انجام بده بدون توجه ب مسخره بازیاشون 

اخه خیلی زور اومده بهم 

خودشون انققققدر به این مسائل حساسن که اگه خدای نکرده من بودم این کارو کرده بودم از وسط به دو نصف تقسیم میشدم 

میخوام بدونم حالشونو گرفته یا نه عین ماست بوده مثل همیشه

اخه خیلی زور اومده بهم  خودشون انققققدر به این مسائل حساسن که اگه خدای نکرده من بودم این کارو ...

اتفاقا الان اونام از حرص و حسادت تورو دعوت نکردن و اینجوری جلوت گفتن پس ریلکس باش بدون ب اندازه کافی بشون فشار اومده دیگه فکر اینو نکن شوهرت چیزی گفته یا نه

اتفاقا الان اونام از حرص و حسادت تورو دعوت نکردن و اینجوری جلوت گفتن پس ریلکس باش بدون ب اندازه کافی ...

با اینکه ناراحت شدما ولی خداییش فکر نمیکردم در این حد تو چشمشون باشم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792