2821
2789
عنوان

ینی چیشده؟

134 بازدید | 16 پست

تو تاپیک قبلیم گفتم که هفته پیش که رفتیم شب خونه مادرشوهرم متوجه شدیم ظهر همشون خونه خواهرشوهرم دعوت بودن بغیر از ما و همش تعریف میکردن ولی چقدر خوش گذشت چقدر حال داد کیف داد و ... ینی کلا یک ماهی اخلاقاشون فرق کرده بود (یک ماهه مجدد شروع بکار کردم ) هی میگفتم لابد حساس شدم دارم اشتبده میکنم حتی به همسرمم میگفتم همینو میگفت تا اینکه اون رفتارو ازشون دید و اونم خیلی ناراحت شد و بهش برخورد و اومدیم خونه گفت دارم براشون 

خلاصه کنم الان یک هفتس نه خبری از مادرشوهرمه نه شوهرم زنگ زده بهشون 

اصلا هم به روی خودش نمیاره و دوستنداره حرف بزنم درموردش یبارم که اومدم حرفو پیش بکشم حرفو عوض کرد 

نمیدونم با مادرش صحبت کرده بحثی چیزی شده ؟!!!

بنظرتون بازم بپرسم ازش؟


راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

نمیخواد بپرسی کارتو انجام بده بدون توجه ب مسخره بازیاشون 

اخه خیلی زور اومده بهم 

خودشون انققققدر به این مسائل حساسن که اگه خدای نکرده من بودم این کارو کرده بودم از وسط به دو نصف تقسیم میشدم 

میخوام بدونم حالشونو گرفته یا نه عین ماست بوده مثل همیشه

اخه خیلی زور اومده بهم  خودشون انققققدر به این مسائل حساسن که اگه خدای نکرده من بودم این کارو ...

اتفاقا الان اونام از حرص و حسادت تورو دعوت نکردن و اینجوری جلوت گفتن پس ریلکس باش بدون ب اندازه کافی بشون فشار اومده دیگه فکر اینو نکن شوهرت چیزی گفته یا نه

اتفاقا الان اونام از حرص و حسادت تورو دعوت نکردن و اینجوری جلوت گفتن پس ریلکس باش بدون ب اندازه کافی ...

با اینکه ناراحت شدما ولی خداییش فکر نمیکردم در این حد تو چشمشون باشم 

2824
2823
2791
2779
2792