اره بیچاره همسر اولش سکته کرد بعد این قضیه البته مامان دوستم ازش پرستاری کرد (پرستار بود) تا خوب شد قرار گذاشتن با همدیگه در ارتباط باشن ولی دوستم قبول نکرد دیگه پسره رو ببینه الان تازه نامزدی کرده ولی خیلی سختی کشید دوستم اصلا مشکل اعصاب و روان گرفت کلی دارو مصرف میکنه
منو همسرم هم توسط یه واسط اشناشدیم از دو شوهر مختلف،اولین بارم که دیدمش اصلا ازش خوشم نیومد و کم مونده بود دعوامون بشه ولی روز بعدش که باهم حرف زدیم جو زده شدیم وعاشق هم،ولی با سختی بهم رسیدیم
هرکس برای خویش پناهی گزیده است ما در پناه قائم آل محمدیم...