2777
2789
عنوان

خیلی داغونم ...

212 بازدید | 12 پست

دوستان از صبح کله سحر بیدارم بچه داری کارای خونه بشو بساب تازه شوهرم از خواب بیدار شده بچه م به پر و پام پیچیده داشتم ظرف میشستم هی میچسبید به پاهام گریه میکرد ظرفای ظهر رو نشستم گفتم خواابه بچه بیدار میشه فقط قابلمه آش پخته بودم از صبح مونده بود 

شوهرم میگه به نظرم ظرفای صبحت رو همه رو گذاشتی الان بشوری از صبح چیکار میکردی بخدا از صبح کلی کار کردم انقد کهنه شستم  انقد لجم گرفت یه دقیقه نمیتونه بچه رو نگه داره زبونم داره چرا مردا انقد بی رحمن 

خسته م م م م م م م 

  

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

▪با این مطلب ، دقایقی از زندگیِ یک زن ، یک مادر ، را میتوان لمس کرد ...🌹


••• زن که باشی ؛ •••


اگریک شب را از سردرد یا ناراحتی تاصبح بیدار ماندی

کمی شرایط سخت است...

مثلا بعدازساعتهایِ بی خوابی و کِسالتت نزدیک ظهر چشمانت گرمِ خواب می شود

اما میانِ خواب و بیداری یادت می افتد لباس ها را نشُسته ای ، با زحمت چشمانت را باز میکنی و رویِ پا می ایستی ، لباسها را می شویی و همانطور که کنارِ ماشینِ لباسشویی ایستاده ای و باهمان چشمانِ خمارِ نیمه بازت به چرخش لباس ها خیره شده ای یادت می افتد باید برایِ شام فکری کنی

به سمت آشپزخانه می روی ... درب یخچال را باز میکنی خمیازه ای می کشی ، مواد اولیه ای که برای پختن غذای مورد علاقه ی همسر یا فرزندت لازم است بر میداری ، باهمان حالت خواب آلود مشغول تدارک خوراکی برای شام میشوی...

در این مرحله از شدت خواب و خستگی، چشمانت تارمیبیند وهرچند دقیقه یک بار باید اشک هایِ بی خوابی ات را پاک کنی تا بهتر ببینی که داری چه می کنی ، مبادا نمکِ غذایت کم یا زیاد شود !

قابلمه را روی اجاق میگذاری، درحینِ روشن کردنِ شعله هایِ اجاق ، در دلت می گویی ؛ میتوانم شعله را کم کنم و کمی دراز بکشم ، تا سردرد و بی خوابی ام قدری التیام یابد ...

اما گرد و غبارِ روی پیشخوان ، توجهت را جلب می کند ،

دستمالی به دست می گیری تا همه جارا تمیزکنی ... حینِ گردگیری، یادت می فتد که باید جارو هم بکشی ...! شاید بعد از آن بشود کمی بخوابی ...

گردگیری تمام میشود ... باهمان حالتِ خواب آلود و بی حال و بی رمق به سراغ جارو میروی

روشنش میکنی وبه هرجان کندنی هم شده تمام خانه را مرتب میکنی ...

درحالتی که به سختی روی پایت ایستاده ای، تمام اطراف را براندازی می کنی ... پیش خودت می گویی کارها تمام شد ... با لبخندِ رضایتی در اوجِ خستگی می روی روی مبل تا کمی دراز بکشی ...

ناگهان صدای زنگِ در ، مانع از بستنِ پلک هایت می شود ... فرزندت از مدرسه برگشته است...  باید غذایش را گرم کنی و بعد هم بالای سرش بنشینی تا  مبادا تکالیفش را اشتباه انجام دهد ... حواست هم باید باشد که ازخستگی ، بی حوصله نباشی ...

مهم نیست چقدر خسته ای و چقدر خوابت می آید ...

مهم نیست دیشب را نخوابیده ای ...

حتی سردرد یا احتمالِ بیمار شدنت هم مهم نیست...

همسر و فرزندت ،نیاز به رسیدگی و آرامش دارند!


••این فقط یک سکانس خیلی خیلی کوتاه از زندگی یک زن بود

زن که باشی؛برای خودت زندگی نمی کنی ...

زن بودن سخت است ...

مادر بودن،خیلی سخت تر ...!••



اون که درهرصورت میگه کارارو گذاشتی واسه الان بعضی روزها واسه خودت استراحت کوتاه داشته باش وقتی نیست 

بعضی موقع ها هم سعی کن قبل از اینکه میاد کارا تموم کنی تا بفهمه فرق روزی که کار داری وهنوز تموم نشده وروزی که تمام شده وهمه چی مرتبه 

امااااااادر هرصورت براخودت وقت استراحت بذار 

کهنه استفاده می کنی برای بچه؟ سخت نیست؟

نه کلی پوشک خریدم براش من اصلا یکی دو تا نمیخرم وقتی میرم خرید کلی میخرم ۵۰۰-۶۰۰ تومن میدم به پوشک 

ولی الان کشاله های پای پسرم عرق سوز شده کش پوشک میفته روش قرمز میشه دلم میسوزه پوشکش کنم باز میزارمش یا لای پاش کهنه میزارم هی تند تند خیس میکنه 

  

بچه منم موقع ظرف شستن میاد به پاهام میچسبه 

ظرفای شسته شده رو برمی‌داره توشون میشینه

بیام دراز بکشم میاد میشینه رو شکمم 

حتی یه لحظه هم برای خودم نیستم

من فقط غذا میپزم و ظرف میشورم جمع و جور کردن خونه واقعا درتوانم نیست

شوهرم خونه باشه جاروبرقی رو اون میکشه

شبا هم یکی دوساعت بعضی وقتا نگهش میداره

الان عادت کرده بچم شبا بغل شوهرم بخوابه

توهم عادتش بده به شوهرت من با زور و یواشکی اینکار رو کردم اگه میدونست هدفم این بوده فکر کنم از همون اول از زیرش در میرفت

خدایا شکرت که هوامو همه جوره داشتی حتی تو بدترین شرایط و جایی که اصلا فکرش نمیکردم خدایا مراقب دخترکم باش میخوام بهترین تو اخلاق و رفتار باشه موفق و با خدا و مردم دار باشه خدایا تو تربیتش بهم کمک کن   
نه کلی پوشک خریدم براش من اصلا یکی دو تا نمیخرم وقتی میرم خرید کلی میخرم ۵۰۰-۶۰۰ تومن میدم به پوشک&n ...

👍🏻 فکر کردم به خاطر محیط زیست و اینا پوشک استفاده نمی کنی   

پيشرفت زن، آزادى وى، استقلال وى، بايد از درون خودش بيايد... اما گلدمن
بچه منم موقع ظرف شستن میاد به پاهام میچسبه  ظرفای شسته شده رو برمی‌داره توشون میشینه بیام درا ...

چطوری اینکار رو کردی مگه شیر بهش نمیدی ؟ 

شوهر من میگه من غلت میزمم میترسم بالشت رو بزارم رو سر بچه خفه شه کلا دور از ما میخوابه 

  
چطوری اینکار رو کردی مگه شیر بهش نمیدی ؟  شوهر من میگه من غلت میزمم میترسم بالشت رو بزارم رو س ...

چرا گاهی بهونه میگیره با شیر میخوابه

بعضی وقتا شیر میخوره نمی‌خوابد کلافه میشه

اونموقع دیگه باباش می‌خوابند

اولا که باباش همراهی نمیکرد کم کم گذاشتم بغلشو هی گفتم شبیه توهه عین تو میخوابه دماغش توهه چشش توهه ژستش توهه

خوشش میومد بغلش میکرد 

دیگه الانم که شیرین زبونی میکنه کلا دل باباشو برده عادت کرده شبا باباش میبره تو حیاط میچرخونه خسته میشه میخوابه

مثلا چندشب پیش فوتبال میداد شوهرم اولش گفت بامن حرف نزنید پیش من نیایین فوتبال ببینم منم گفتم خب منم دلم میخواد ببینم

بعد شیرشو دادم نخوابید رفت سمت باباش

گفتم نگاه از وقتی اومدی بغلش نکردی دلش تنگ شده شیرم نمیخوره میاد پیش تو تو رو میخواد هیچی دیگه فوتبال رو ول کرد خوابوندش

خدایا شکرت که هوامو همه جوره داشتی حتی تو بدترین شرایط و جایی که اصلا فکرش نمیکردم خدایا مراقب دخترکم باش میخوام بهترین تو اخلاق و رفتار باشه موفق و با خدا و مردم دار باشه خدایا تو تربیتش بهم کمک کن   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792