بیشتر نظرا رو خوندم
همیشه به بچه اولم فکر میکنم به کوچیکیاش مییینم اونم ایجنجوری بوده بیشتر این مراحلو داشته منم بیشتر وقتا حرص میخوردم. حتی مشاور هم رفتم چون خودم فکر میکردم افسرده شدم
ولی بچه دومم انگار خودم با تجریه تر شدم. خودم با حوصله تر شدم
الان دیگه میدونم بچه حنی پشت در دستشویی هم گریه میکنه دنبالت. الان میدونم بچه هر حای خونه بری بهت چسبیده. میدونم توی یه سنی وراج میشن. حتی ممکنه لجباز بشن
ولی نوع برخورد من روس رفتارش خیلی تاثیر داره
وای بچه اولم به شدت الان بی اعصابه. انگار توی کودکی اونو نابود کردم. همیشه براش غصه میخورم
عزیزم ببین ما همه این راها رو رفتیم جز از دست رفتن زمان طلایی هیچ حاصلی نداشته
اگه شما بتونی با مطالعه و تحقیق به نتیجه الان ما برسی یعنی سه هیچ از بقیه جلو هستی
دوست دارم مادر نمونه که اینا رو بهت میگم
از خدا هم برات قوت و صبر بیشتر میخوام