2777
2789
عنوان

مهمان

| مشاهده متن کامل بحث + 826 بازدید | 86 پست
منم  دوتا از این مهمونا رو دارم واقعا دیگه خستم کرده بود داداشم و زن داداشم تو عقد میومدن یک ما ...

باید نشونش بدی حق داری از همه چیز دلخور بشی اما حجابش که اشکالی نداره

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

باید نشونش بدی حق داری از همه چیز دلخور بشی اما حجابش که اشکالی نداره

شوهرم نامحرمش هرچی بگی بعدم خانواده مذهبی هستیم تابشم لختی از شکم بیرون سینه ها بیرون بنظرت درسته؟؟

باید نشونش بدی حق داری از همه چیز دلخور بشی اما حجابش که اشکالی نداره

تازه جلو شوهرم میره تو بغل داداشم بوس و اینا😏هرچیزی حرمتی داره این کارا فقط برا تو خلوته زن شوهره 

در اون حد نیستم اما سرلختم استین کوتاه 

هرجای ی جوره ما خانوادمون مذهبی هستیم رو نامحرم محرم حساسیم ایناش ‌ب کنار

اون خوردن خوابیدناش بخدا تصادف کردیم دستم شکسته تو گچ از لحاظ روحی داغون ده روز اومد پیشم دست ب سیاه سفید نمیزد فکرشو بکن با ی دستی غذا درست کن ظرف بشور 

پسر عموم اومد عیادتم دیدش کلی حرف بارش کرد گو خجالتم خوب چیزی و رفت 

خخخ بچه سن؟

داداشم ۲۷ این ۱۷ سالشه یه مارمولکیه لنگه نداره نمیدونی چیکار کرد تاعروسیشون کردیم هرچی گفتیم هنو بچه ای خواست بخوردمون 😂😂 چهارده سالش بود اون موقعه کلی دعوا و اینا تا ب هفده سالگی رسید تو عقدم ی بار حامله شد بدونه اینکه کسی بفهمه بردمش سقط کرد یعنی خانواده ها میفهمیدن دعوا میشد ناجور خیلی پیش ما زشته تازه گریه میکرد بچمه دوسش دارم و فلان میخوام نگهش دارم گفتم بفکر آبرو پدرت باش الانم ک ازدواج کرده میگه میخوام بچه بیارم ب خوبی گفتم سنی نداری سقطم داشتی سال پیش بچه نمیخوای بدنت ضعیف میگه میخوام از وقتی اومده ده بار داداشمو بابامو انداخته بجون هم درحدی ک داداشم رو بابام دست بلند کرده

نباید می پختی می گفتی بلندشو بپز

چندباری بهش گفتم بلند نمیشد بعد شوهرم شکموه خیلی یعنی روزی ۵ بار میخوره غذا بخصوص وقتی اعصبیه زیاد تصادف کرده بودیم خیلی حالش بد بود دیگ هی گفتم شوهرم‌گناه داره اونم پرو پرو میومد میخورد

وای وای وای باباتو کتک زد سرچی؟

عروسمون تو خونه پدرمه هرچی هم میگن جدا شید قبول نمیکنن منم باشم قبول نمیکنم برا خودش میخوره میخوابه 

بعد این وسط میره اط دروغ از بابام حرف میبره برا داداشم از داداشم برا بابام نصبت بهم کینه ای شدن رفته بود کلی پشت بابام حرف زدع بود اینم وسایلشو ریخت بیرون ک بره با دعوا و اینا بعد عمو بزرگم اومد گفت زشته میخوای جدا کنی ب خوبی خوشی بیا سهم ارثت رو هم میدیم ک بری زندگیتو شروع کنی صب کن تا فردا داداشمم قد قبول نمیکرد بعد بابام ب عموم گفت فلانی چیکارش داری خوب بزار بره اینم برگشت یقه بابام گرفته خفش کنه بعدش ی لحظه ب خودش اومده دیده چیکار کرده سر خودشو محکم کوبیده ب دیوار  

(اینا رو میگم ک‌نگی حتما کاری کردین عروستون ناراحت شده 

ساعت یازده از خواب بلند میشه تا دوازه تو تخت دوازده میاد ناهار اماده میخوره میشینه پا تلوزیون ساعت شیش فیلماش تموم میره میخوابه تا ساعت ده پا میشه شام میخوره تا دو سه میره میخوابه این وسط لباساشو هم بعضی وقتا میشوره مهمونی بره اصلا کمک مامانم نمیده )

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792