2777
2789
عنوان

مهمان

| مشاهده متن کامل بحث + 826 بازدید | 86 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ول کن تورو خدا من خواهرخودمم اذیت کنه بهش میگم

شوهرمو ببینی اصلا یه وضعیه



خانواده ام هرچی بهش بگن یه کلمه جواب نمیده


حتی به روی من نمیاره


هیچی هیچی


سر زایمانم خیلی اذیتم کردن

بابام هیچ وقت بی احترامی نمیکنه ولی درحدی عصبی شد که شروع کرد فهش دادن به پدرشوهرم... 


شوهرم سرشو بالا نیاورد



خیلی کمکم میکنه


خونم خرید همشو زد به نام من

شوهرمو ببینی اصلا یه وضعیه خانواده ام هرچی بهش بگن یه کلمه جواب نمیده حتی به روی من نمیار ...

درکل حق ندارن اذیتت کنن من باشم رو نمیدم تا دیگه حتی جرات نکنن بیان خونم

فقط میگم خدالعنت شون کنه  


ماهم ازاین مهمونازیادداشتیم حالایکیشون داییم که زنش خونش بخوای بری مهمون بخواد واسش بیاداز خونه فرار میکنه بعدخیلی پروپرومیره خونه ی اینواون 

یکی دیگشونم خواهرزن یکی ازدوستامون بودحالااین دوستمون خیلی ادمه خوبیه ارزش داره خواهرزنم زورم گرفت واقعا شوهرش پولداره بعدباکماله پرویی اون موقع نامزدبودن اومده بودن خونمون۳باریه شیرینی خامه ای آورده بودن اومده بودن خریدتوشهره مامنم باهاشون رفتم خریداین همه خریدکرددختره یه تعارفم به من نکردن یه آبمیوه هم نخریدن تواون گرماخجالت نمیکشن بعدشم واسه ناهارهم قشنگ اومدن خونه مامنم آدرسه خونمونودرست بلد نبودم اشتباه می‌رفتیم حاضرنبودن یه زنگ بزنن من باگوشیه خودم زنگ بزنم به بابام آدرس پرسیدم حالااین هیچی پرروشدن سریع بعدپسره عموشومامانشم آورده بوداونم۱۱شب مامانم گفت شام که خوردین گفتن نه ۱۱شب شامشونم ریختن سره ما خیلی وضعشون توپه چرااین شوهره نمیره نامزدشوببره رستورانی هتلی میریزن سره مامن اون موقع۱۸سالم بود 

اگه عقله الانموداشتم قشنگ اون موقع حالشونومیگرفتم



دوستان ریپ بزنید پست هامو چون من دوست دارم یکی نظرشو درموردپست هام بذاره
بعضی وقتا میگمکاش آنقدر مودب نبود کاش آنقدر زندگیمون رو آداب و.. نبود 5سال از ازدواجمون میگذره ه ...

هیچ کس اندازه من درک نداره که مزاحم کسی نشم خیلی بی عقلی کردم این همه احترام گذاشتم 

منم  دوتا از این مهمونا رو دارم واقعا دیگه خستم کرده بود داداشم و زن داداشم تو عقد میومدن یک ماه کامل پیش من بعد دست ب سیاع سفید نمیزد تازه کلی هم درخواست داشت کیک پیتزا کوبیده 😐کمتر از اینا جلوش میزاشتی قبول نمیکرد هرچی تو یخچال تو کابینت میدید بدونه اینکه اجازه بگیره میخورد  تا لنگ ظهرم میخوابید پا میشد میخورد دوباره تو بغل داداشم جلو شوهرمم اصلا خجالت نمیکشید چند بار با تاپ شوهرم دیدیش خیلی ناراحت شد ولی چیزی نگفت  

تا بعد عروسیش چهارماه هم همینطوری دیگ واقعا خستم کرده بود تحمل کردم الان چند ماه نمیاد 

ولی پسر عمو شوهرمم ی بیشعوره مجرده دقیقا اینجور تازه قیلونم میکشه کل فرشام و پا پشتی و ها و بالشت هامو ب گوه کشیده از بس شستم دیگ مردم وقتی هم میاد خیلی با همسرم دعوا میکنم ولی اون نفهمه بازم میاد شبا هم میمونه خونه پدرشم ده دقیقه با خونه ما فاصله داره تازه مستاجرم هستم و تصادف کردیم هرچی داشتیم نداشتیم از دست دادیم 

شوهرمم ب شدت ادم خجالتی 😭یعنی فامیلا هم دیگ صداشون دراومده ک این خجالت نمیکشه

دقیقا مادرت مقصر بود ساعت ۱۱تعارف کرد

آره منم بهش گفتم چرااینجوری کردی گفت خب فقط یه نون پنیراووردم گفتم همونم زیادیشونه

دوستان ریپ بزنید پست هامو چون من دوست دارم یکی نظرشو درموردپست هام بذاره
دقیقا مادرت مقصر بود ساعت ۱۱تعارف کرد

خداروخوش میاداینااینقدروضعه مالیشون خوبه بعدماکه هنوزمستاجریم بریزن اینجوری سرمون

دوستان ریپ بزنید پست هامو چون من دوست دارم یکی نظرشو درموردپست هام بذاره
هیچ کس اندازه من درک نداره که مزاحم کسی نشم خیلی بی عقلی کردم این همه احترام گذاشتم 

والا من سه ماه همسایشون شدم شاید3بار رفته باشم وعده ای خونشون


ولی اونا حداقل 10،15 بار اومدن


زنداداشم میگه دستت دردنکنه مادری میکنی درحقشون


تازه کاراشون میرم انجام میدم


تولد من یادشون نیست منم براتولداشون کیک درست میکنم ومهمونی میدم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792