بنظرم بابک دستپاچه بود انگار
وقتی میکروفون رو دادن دست پدرش یهو میکروفون رو از دست پدرش گرفت و گفت پدرم سرهنگ بازنشستس
پدرش ناراحت شدو چندکلمه زیرلب گفت و بعد بابک خدابیامرز دوباره دستپاچه شدو گفت بذارین خودشو معرفی کنه..مامانشو میبوسید و مادرش هیچ عکس العملی نشون نمیداد..