نامزدم نمیدونم چرا این حرکات و میکنه سر مهریه من بهش گفتم ۳۰۰ تا مامانم گفته
بابامم گفته بود ۲۵۰
اینا تو خودشون ۲۵۰ حرف زدن روز خواستگاری بعد که مامانم فهمید گفت نه ۳۰۰ تا سکه مهر کنن مثل مال دخترشون بعد به اونا گفتم گفت بابات ۲۵۰ قبول کرده منم گفتم پس مامانم چی؟ نمیشه که حرفشو نادیده بگیریم گفت باشه من ۳۰۰ تا اوکی کنم مادرت رفتیم خونمون دخالت نمیکنه تو زندگیمون ؟ ببخشید که این سوال میکنم ناراحت نشو
من خیلی شوکه شدم از حرفش دوستان به نظر شما این جزو دخالته؟ یا میگه در ماه یکی دو بار بیشتر نریم خونه مادرامون اینجوری عزیزتریم زیاد بریم رومون باز میشه تو اینجوری فک نمیکنی؟ گفتم نه مگه خواهر من هر هفته میاد روشون به رو هم باز شده؟ من چیزی ندیدم تا حالا 🤔
یعنی به نظرتون کینه به دل گرفته از مامانم؟
یا هی میگفت خیلی دیگه دارید لفت میدید برای عقد از ماه رمضون تا حالا خیلی گذشته آخر صدا خانوادم در میاد
من حساس شدم یا واقعا حرفاش یه جوریه؟
واقعا چون کسیو ندارم ازش بپرسم اینجا تایپیک میزنم
هی دارم هول هولکی دنبال کارام میرم
خانواده من اصلا عجله ای ندارن ولی اون هی منو تحت فشار میزاره مثلا امروز به بابام گفتم راجع به محضر گفت حالا میگم بهت ولی اون هی میگه تو هفته دیگ بریم بگیریم 🤦
آخه این همه ناهماهنگی مگه داریم؟