دیروز از جلسه اومد من داشتم باهمکارا راجب ی آقایی حرف میزدم که باهام بدحرف زد به قدری ناراحت بودم ک توی چشمام اشک بودو بغض کرده بودم و گفتم ب رئیسم چیزی نگید نمیخام بفهمهیهو دیدم از دراومد تو و همکارم برگشت بهش یچیزی گفت منم ک پشت مانیتور بودم ک نبینه چشمامو یهو صداشو شنیدم که گفت کی اذیتش کرد؟؟؟؟من شک شودم. و ب همکارم گفتم چراگفتیدددد اخههه!!!نیگام.کرد گف برو پائین تابیام رفتم پائین اشکامو پاک کردم دیدم اونم اومد برگشتم.گفت هوبی من کو؟منمبابغضگفتمتوکشومهبالا:(باهم کلی حرف زدیم و شوخی میکرد می بهش گفتم شما برید بالا کار دارید هر دفعه بخاطر من باید کلی وایسید گفت من رئیس توئم یاتوکه بهم دستور میدی؟خندیدمگفتم خب سماکار دارید گفت من قبل3عادتدارمکاراموصفرمیکنمالانمهواخوبهراحتم،خلاضهحرق زدیمو من از این لوس بودنممتنفذمو اون به شوخی ادامودرمیاورد و میخندید ک بعدپرسید کی اذیتتکرد جریانو گفتم تهش گفتم نگید بهشون مهمنیست..بعد یخورده دوتاازهمکارااومدن و همونیمک اذیتم کرده بودم اومد من رد شدم اروم گفتم من میرم بالا..رفتم بالا بعد بیست دقیقه اومد باصورت قرمزززز من به حدی ترسیدم که رفتم گفتم چی شده!!!!گفت تو به من گفتی ک کی اذیتت کرده ک من بگم چیشده؟؟؟من مات مونده بودم!گفتم خب بگید ممکن همچیزمو ب شما میگم،گفت ایندفعه رو ب من نگفتی!گفتم نمیگید پس؟؟؟گفت نه!منم ناراحت اومدم پشت میزم نشستمو تایم کاری تموم شد راهی شدم ب سمت خونه،بهش پیام دادم دوک توکشومه برداریدگفت چیو بردارم گفتم هوبیو گفت منکه ب کشوت دست نمیزنم گفتم چیزی ندارم.توکشوم بردارید گفت شوخی کردم من خودت بخور بجای من نوش جونت منم گفتم هرجور راحتید..راستیییی،،،وسط حرفامون گفت تو سرندیپیتی شرکتی هااا،من ندیدم کاذتونشو منظورشو نفهمیدم خنیدیدم برگشت ب همکارم گف سرندیپیتی شرکت هستن ایشون برگشت بمن گف دیدی کارتونشو؟!گفتم نه..و دیشب تالحظهخوابم پاشم کارتون سرندیپیتی میدیدم:)))))