هیچی نگفتم ب روی هودم نیوردم وقتی مطمین شدم با کیع
همین ک رفت سرکار جمع کردم اومدم خونه بابام .زنگ زدم ب دختره مطمئن شدم ساعت ۵ ک اومد دید من نیستم زنگ زد ۴.۵ بار بعد جواب دادم داد میزدمااا ب مادرش گفتم واسش شرط گذاشتم الان دنبال اینه ک برگردم
فقط چون بار اول بود سعی میکنم ببخشم