وایی ما هممون تو یه اپارتمانیم و تموم واحدمون خانوادگیه امروز مادر شوهرم داشت از خونه جاریم میومد هی حرص میخورد منم داشتم میرفتم خونه بابام یهو از راه پله سر خورد پایین 😂😂😂😂😂وایی منم نتونسم خودمو بگیر ریز خندیدم و کمکش کردم بلند شه خوب شد ندید دارم میخندم وگرنه فاتحه ام خونده بود
در اولین نگاه عاشقت شدم😍 آخه من مامانت هستم🤱🏻 🌸دختر نازم رو خدا بهم داد ، ممنون ازش که اون همه خواستن منو بی جواب نذاشت🧸🧸 پسرم خودت خواستی بیای ، اما منو بابا و آجی با قدم گذاشتنت تو دلم خیلی سوپرایز شدیم الان منتظر امدنتیم خیلی زیاااااد (من داداش ندارم یه حس خاصی دارم🤭 خونه ای که توش پسر باشه یعنی چجوریاست؟ 😍)🧸🧸
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
من با شوهرم رفتم خرید در نگو بسته هست فکر کردم بازه با کله خوردم بهش تازه عقدم بودیم 😂بعد اومدیم از پله ها بیایم پایین پام سر خورد زمستون بود خیس بود همه جا همون ک داشتم میخوردم زمین دست انداختم شلوار یهه مردو گرفتم ک نیوفتم 😢😂😂😂😂مردم از خجالت
کاربری دوممه، اون یکی بخاطر جواب دادن به یه بی سر پا ترکید وگرنه قدیمی ام 😉
من در این مواقع نا خودآگاه متاسف میشم و اصلا خندم نمیگیره .یه بار خیلی وقت پیش صب زود میرفتم دانشکاه هوا تاریک بود اتوبوس شلوغ پیرمرده از پله دوم اتوبوس به مغز افتاد کف خیابون .خیلیا خندیدن ولی من دلم میخواست وسط راه پیاده شم ببینم چی شد بیچاره .زانوشو هی ماساژ میداد..درد گرفته بود ..چرا میخندید
چـادر من!!! ❤️❤️تــو بــامـن بـزرگ شدی!🙆♀️درتـمام لحظات زندگی ام همرام بـودیـ با من زیر باران ☔🌧️🌀ماندی و خیس شدی با من قد کشیدی تغییر کردی با من زیر افتاب گرمت شد.. .من یک محجبه ام برایم از سختی هایش بهانه بیاور!😶ولی بدان حرفایت روی من اثر ندارد🙃من در این دنیا باحجاب بودنم را باهیچ چیز عوض نمی کنم😊😍❤️شاید از نظر بعضی ها زیبا نباشد 🤪ولی تمامم را به رخ هرکس و ناکسی نمی کشم 😎 "حجاب" مهر عنایت حق بر قامت فرشتگان زمین است ❤️🧡💛💚💙💙💜تاریخ هیچوقت فراموش نمیکنه اون روزه روبه روی ضریح امام رضا علیه السلام چادر سفید رو سرمنو قرآن بدست تو که از استرس یه آیه رو ده بار میخوندی ومنی که چشم دوخته بودم به گلای چادرو زبونم بند اومده بود. بلافاصله بعد گغتن بله بتو دستمو گرفتی و در گوشم گفتی.((تا اخر لحظه ای عمرت مال خودمی.... ومال خودم.. بعد از گذشتن این همه روزو ساعت این جمله ی تو هرشب میاد تو ذهنمو و گوشم انگار تازس و همین الان گفتی چون هیجوقت کم نزاشتی و نزدی زیز حرفت... من حاضرم بمیرم ولی یه روز بدون تو نمونم زندگی بدون تو مثل مردن از عطش و خورذن آب و سیر نشدنه... 💔خداایا هیچ کاری و.. هیچ کاری نمیتونه شکر گزاری منو بابت نعمتات نشون بعده پس خودت یجور حساب کن مهربونم💜❤️💔
جگر گوشه ی من عزیزترز جان مادر بعد یکسال چها ماه انتظار امدی تو دل من فدای تو بشم نازنیم❤🥺 انتظار خیلی سخته خدایا دامن منتظرا سبز کن🤲👶 ۱۶ اسفند بود که فهمیدم تو دلم لونه کردی و خدا دوباره تورو بمن داده🤲😭خدای مهربانم شکرت🤲❤ اگروواقعا از ته قلبت چیزیو از خدا خاستی بدون اجابت میکنه دیر یا زود ولی اجابت میکنه چرا که خودش گفته مرا بخوانید تا اجابت کنم❤🤲