سلام عشقا خوبین تاپنج ساعت پیش ک توراه کیلینیک ابن سینا بودیم ازعرس کم مونده بود بالا بیارم میخام براتون تعریف کنم تااستفاده کنین از تجربیاتم اول ک دومین روز پریودی زنگ زدم نوبت گرفتن گفتن دوشنبه بیا اینجا صبح ساعت 10قبلش نزدیکی نداشته باش قرص انتی بیوتیک یا داکسی سایکیلین بخور ناشتا باش چون من بیهوشی بودم خب همرو رعایت کردم رفتم اونجا گفتن برین طبقه منفی 3رفتم صدام زد گفت فرمو پرکن پرکردم امضا و اثر انگشت زدم لباسامو دراوردم دیدم همه نشستن ترسیدم گفتم شما نمیترسین اونام گفتن اصلااا نترس ماهم بیهوشی بودیم هیچی نفهمیدیم خلاصه یهو صدام زدن رفتم تو یه خانوم خیلیییی مهربون دوست داشتنی واقعا عشق بود عشق ازپشت لباسمو بست یه نوار داد گفت بچسبون ب شورتت ب جز شورتت همه لباس هاتو بزار تو نایلن خب من گذاشتم شلوارمم پوشیدم رفتم رو تخت دراز کشیدم یه خانوم کم سن مهربون کم کم کارای بیهوشی رگ گیریمو انجام داد و یه خانوم ک شلوارمو دراورده بودم با اسپکلوم معاینم کرد ب