ما گاها محکوم به زندگی هستیم نه به خاطر خودمون بلکه به خاطر آدمایی ک اگ بمیریم پشت سرمون جا میذاریمشون
هر چقدرم ک حالمون بد باشه مجبوریم تحمل کنیم چون این زندگی تنها هدیه ی واقعیه ک بهمون داده شده .
نویسنده ها عشق را بزک کرده اند، زشت و زیبا کرده اند،به ان صورت داده اند. هوگو میگوید:بسیاری ادم ها اگر عشق را در داستان ها نخوانده بودند هرگز عاشق نمی شدند./ کاش میشد جایی در پس کوچه های این شهرِشلوغ تورا یافت…مثلا یک عصر دلنشنینِ بهاری، درکافه ای مشرف به رودخانه،هنگام خوردن قهوه ای تلخ چشم در چشم شویم../ یاالله احلامنا بین یدیک.. فحققنا
دیونه ای بخدا اگ خوردی پاشو برو دکتراگ امنخوردی بیخیالش شو مگه جونت و از سر راه اوردی شاید فک کنی کسی دوست نداره اماسخت در اشتباهی یکمبه پدر مادرت فک کن
فقط میدونم یکساله ک احساساتم مرده شب تا صبح دارم زجر میکشم از چپ راست خوردم نمیدونم کدوم قسمتش بگم از زشتی صورتم بگم یا از افسردگی دو قطبیم از پدر مادرم ک ترکم کردن بگم یا از شکست عشقی وحشتناک من واقعا هیچ اینده ای ندارم تصمیمم گرفتم از همه دوستامم خدا حافظی کردم فردا حتما میخرم تمومش میکنم باورت میشه با امشب میشه س شبانه روز ک چشم روهم نذاشتم ؟