2777
2789
عنوان

بزرگ شدن سینه

7557 بازدید | 131 پست

سلام دوستان راهی برای بزرگ شدن سینه هست؟میگن تا ۲۰ سالگی فقط رشد میکنه بعدش دیگه رشد نداره من ۲۳ سالمه بخاطر تغذیه ک یهو معدم کوچیک شد هیچ نخوردم آب شدم ۴ ساله سایزم کوچیک کوچیک شده بزرگ نمیشه هرکاری میکنم درعجبم همه راهارام رفتم متاهلم هستم دارم روانی میشم از روغن مالیو ماساژ خسته شدم ب جز پرتز آیا راهی هست؟؟

سینه چربیه یا باید چاق شی یا پروتز کنی هیچ راه دیگه ای نیست

تیکر هدفمه حامله نیستم.تویی که داری این امضا رو میبینی...آره خود تو   یه لبخند گشاد بزن اینجوری  آفرین الاان خوشگل شدی   دیگه نشینی غصه بخوریا همه چی درست میشه...   

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


از منم  ریزه  کوچک   دق میخورم  ولی خوداهرشوهرم کلاس پنجمه سینه داره  ولی من خاک بر سر 

  سفارشات حنای شمارپذریفته میشود🌷🌷🌷    توصیف زندگی من 🙄کاربر خانوم   ۲۳ سالمہ ،این بگم ب عشقـ  ایمان ندارم   دلم یه همدم میخاست  ک همدمم مرد نبود ـاز همسرم متنفرم چون لیاقت منو نداشت ، اینو من نمیگم  و از خودم تعریف نمیکنم      این حرف های دیگرونہ چون از همسرم لطمہ خوردم  هم چیزم تباه شد ـ،،،  دیگه خونه پدرم ا رو نتخاب کردم  برای همیشہ    رو مهر طلاق ب شناسنامه ام بخوره دیگ  بریدم ـ باورم نمیشد کارم ب طلاق برسه هنوز  کار های   دادگاهیم انجام میدم طلاق نگرفتم    ،ولی کسی ازسرنوشت  خبر دار نیس  یہ  دختر ناز دارم  ک شب روزم با  دخترمہ  عاشق دخترمم و میبوسم  روے  دخترم را  یه موضو ع منو نارحت میکنه  همه میگن ببی فیس   چون   میگن بهت نمیخوره دخترت باشه 😬😐    چ خوبه   دخترم بزرگ بشه با هم درد دل کنیم  بعد مشکلات زندگیم عصبی شدم   ب شدت  خانوم مهربونی بودم  هنوزم هستم ولی فکر گذشته میاد سراغم روح روانم  داغون میشه   دلم میخاد بمیرم  این دعاے همیشگی منه    این متن هارو براے این نوشتم چون دیگردون میگن  بزاررامضات تا بشناسیمت منم احترام گزاشتم بهتون     این بگم  از رل و دوست پسررمتنفرم   ـ لطفا برای ارامشم  صلوات بفرس  ممنونم رفیقــ ❤ــــــــــــبعد شش ماه دوستان  اشتی کردم  انگار شوهرم منو دزدید  من راصی ب برگشت نبودم همین خستم زندگیم هنوز پاشیدس  حالم بد میشه   اون عنوان اولی از چند ماه پیشه ک خ نه بابا بودم ولی فعلا  تو یه اتاق سه در چهار  زندگی میکنم با شوهر   ک کلی منو دق میده دخترم گاهی از ترس چشمای خوشکلشو با دستاش میبنده  ک صحنه  دعوای مارو نبینه  شوهرم سگه تازه   سگ  بیابون شرف داره خدا نگه دار یه صل
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز