اما دل مثل عقل عمل نمیکند.حرف دل بر پایه و اساس عشق است.عشق مرغش یک پا دارد.حرف خودش را میزند.وقتی یک نفر را بخواهد خواسته است دیگر
ن مثل عقل،سعی در قانع کردن دارد و ن منطق سرش میشود فقط حرف،حرف خودش است اگر کسی را بخواهد این دل ،خواسته است دیگر..عشق ک حرف حالیش نمیشود
اما با همه ی بی منطق بودن و لجوج بودن هایش،عشق انقدر ها هم بد نیست
بلکه خوب و سازنده هم هست : سازنده ی انسانیت، محبت،عاشقی ودلدادگی
عقل با منطقش و عشق با احساس و عاطفه اش میتواند زندگی ما را بسازد.باید بادبان های کشتی زندگی را طوری تنظیم کرد ک هردوی انها را شامل شود.ن انقدر احساسی ک دریای دل طوفانی شود و ن انقدر منطقی ک ساحل عقل ب دریای احساس لطمه بزند.پس چ خوب است ک عقل و عشق را با هم کنار هم همچون همان خط های موازی پیش ببریم و زندگی را ب سوی هدف جریان دهیم