خونم خیلی کثیفه با دوتا بچه هرچی جمع میکنم بازم همونجوریه چیکار کنم
خدایا تو خودت شاهد بودی که من چه روزایی رو پشت سر گذاشتم ولی تو کمکم کردی که از دل اون همه تاریکی نور رو پیدا کنم و به سراغش برم تازه فهمیدم اونهمه تاریکی تو ذهن خودم بوده و هیچ وجود خارجی نداشته الان بدترین مشکلات برام مهم نیست و من خدای خودمو قوی تر از مشکلات میبینم خدایا تنها کسی که میتونم با خیال راحت بهش تکیه کنم خدایا دستمو رها نکن
یه اتاق در اختیارشون بذار فقط اونجا بازی کنن اینجوری بهتره خودشونم در اخر جمع کنن
از وقتي "فردارا ياد گرفتيم همه چيز را گذاشتيم براي فردا.از داشته هاي امروز لذت نبرديمو گذاشتيم براي روز مبادا.شايد بايد اينگونه "فردا" را معني كنيم فردا روزيست كه داشته هاي امروزت را نداری.پس امروز را زندگی کن، فردا حقيقت ندارد...
یه اتاق در اختیارشون بذار فقط اونجا بازی کنن اینجوری بهتره خودشونم در اخر جمع کنن
دیگه اتاق نداریم خانمم قدیمیه دوسش ندارم
خدایا تو خودت شاهد بودی که من چه روزایی رو پشت سر گذاشتم ولی تو کمکم کردی که از دل اون همه تاریکی نور رو پیدا کنم و به سراغش برم تازه فهمیدم اونهمه تاریکی تو ذهن خودم بوده و هیچ وجود خارجی نداشته الان بدترین مشکلات برام مهم نیست و من خدای خودمو قوی تر از مشکلات میبینم خدایا تنها کسی که میتونم با خیال راحت بهش تکیه کنم خدایا دستمو رها نکن
خدایا تو خودت شاهد بودی که من چه روزایی رو پشت سر گذاشتم ولی تو کمکم کردی که از دل اون همه تاریکی نور رو پیدا کنم و به سراغش برم تازه فهمیدم اونهمه تاریکی تو ذهن خودم بوده و هیچ وجود خارجی نداشته الان بدترین مشکلات برام مهم نیست و من خدای خودمو قوی تر از مشکلات میبینم خدایا تنها کسی که میتونم با خیال راحت بهش تکیه کنم خدایا دستمو رها نکن
لش کن تو هم همه جارو بهم بریز فردا یه فکری واسش میکنی فعلا سخت نگیر
آخه یهو یکی میاد ابروم میره
خدایا تو خودت شاهد بودی که من چه روزایی رو پشت سر گذاشتم ولی تو کمکم کردی که از دل اون همه تاریکی نور رو پیدا کنم و به سراغش برم تازه فهمیدم اونهمه تاریکی تو ذهن خودم بوده و هیچ وجود خارجی نداشته الان بدترین مشکلات برام مهم نیست و من خدای خودمو قوی تر از مشکلات میبینم خدایا تنها کسی که میتونم با خیال راحت بهش تکیه کنم خدایا دستمو رها نکن
خدایا تو خودت شاهد بودی که من چه روزایی رو پشت سر گذاشتم ولی تو کمکم کردی که از دل اون همه تاریکی نور رو پیدا کنم و به سراغش برم تازه فهمیدم اونهمه تاریکی تو ذهن خودم بوده و هیچ وجود خارجی نداشته الان بدترین مشکلات برام مهم نیست و من خدای خودمو قوی تر از مشکلات میبینم خدایا تنها کسی که میتونم با خیال راحت بهش تکیه کنم خدایا دستمو رها نکن