مادرم امروز اومد باهام دعوا کرد ک فلانی تو فلان فیلم اراده کردش از اتاقش اومد بیرون بعد تو نمیتونب ی دارو رو ترک کنی کلی دلم رو شکوندش منو درد ها و زنج های منو داره با یه فیلم کمدی طنز مقایسه میکنه واقعه مسخرس دلم به حاله خودم میسوزه
بهونه جور شد برای این که منو نبره پیش دکتر
دکترمم که تا ۳۰ ام کلا نیستش تا اون موقع باید ی جوری کنار بیام