من یه بچه شش ماهه دارم ک خیلی اذیتم میکنه
شوهرمم از صبح تا ده یازده شب سر کاره
بعدم اتاقشو کلا جدا کرده از ما بخاطر بچه و گرما
من جمعه ها میرم خ بابام
اگر من خونه باشم محااااااله بیاد خونه در طول روز
اما همین ک پامو از در میذارم بیرون میاد خونه
نمیدونم کی رو میاره فقط میدونم یکیش خواهر زاده خودمه ک تو تاپیک قبل گفتم جاسوسه عوضیه
و ۲۰ سالشه
حالا امشب بهش کفتم فردت ظهر میری مغازه منو ببر خ بابام گفت باشه من یک میرم ولی باز میام خونه
گفتم پس من نمیرم خ بابام
گفت ولی من میرم مغازه دیگه« یعنی به همین تابلویی خونه اومدن رو کنسل کرد»
جالبه ک کلی ادعای عشق و عاشقی داره
منم هر چی از دهنم اومد بارش کردم گفتم من خیلی وقته باتو زندگی ندارم مردی منو طلاق بده این مسخره بازیات چیه