mobi_83 مدیر عضویت: 1399/12/29 تعداد پست: 4158 عنوان یاور | مشاهده متن کامل بحث + 323 بازدید | 49 پست دلم برا آسف سوخت بغض کردم😢🥺 1400/02/15 | 21:08 1 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
mamaniali عضویت: 1399/02/07 تعداد پست: 14438 پس اون آقا ک اون شب نشون داد اومد دم در در زد با شامیز رفتن یه گوشی حیاط حرف میزدن اون کی بود؟ بابای محسناونشب همه رفتن پیش شامیز😂😂😂 خسته ام از حمل کردن بعضی چیزها، نه میتونم به کسی توضیحش بدم، نه میتونم باهاشون کنار بیام و نه راهی برای خلاص شدن ازشون پیدا میکنم ...!
۰۰سروینا۰۰ عضویت: 1399/12/03 تعداد پست: 2228 محسن از حرفاش فهمید این کشته بعدم نمرش از درس گرفت قبول شد خیلی تعحب کرد آهااان راست میگی. اين روزها دارم با خيال ِ آمدنت تصوير مي بافم. تو حتما براي من يك طالع ِ شيرين از طعم ِ دوست داشتني عسل خواهي آورد.
mobi_83 مدیر استارتر عضویت: 1399/12/29 تعداد پست: 4158 واسه فیلم ها نه جیگرم برای انصاریان خونه. انگار سالها میشناختمش 😂
۰۰سروینا۰۰ عضویت: 1399/12/03 تعداد پست: 2228 محسن بهش گفت من اونشب اونجا بودم ولی کمکش نکردم عذاب وجدان دارم آصف هم گفت نگران نباش زنش یه دقیقه ب ... آهان👍 اين روزها دارم با خيال ِ آمدنت تصوير مي بافم. تو حتما براي من يك طالع ِ شيرين از طعم ِ دوست داشتني عسل خواهي آورد.
bahar_roz عضویت: 1397/04/04 تعداد پست: 6960 جمال بود فکر کنم آره اسمش جمال بودکار اون نبود؟ «نِجاتاً مِنكَ يا سَيِّدَ الكَريمَ نِجِّنا وَ خَلِصّنا بِحَقِّ بَسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم🍃💚 میشه نگام کنی؟😢 راحت شه زندگیم😍 چشم برندار ازم 😩 میپاشه زندگیم 💔
ناخونکار عضویت: 1400/01/29 تعداد پست: 2597 اره خدا کنه زن شامیز رضایت بده وای استرس گرفتم طفلک مثلع این پیرزنا بایدمتوسل شیم بع اماما نجات پیداکنن اخه مامان بزرگ من اینجوریع فیلم دیدنی همش میگع یاخدا یا علی نمیره فلان فک میکنه واقعیته
بهارر77 عضویت: 1399/03/14 تعداد پست: 2558 اره😐 😂من دلم ب حال اون بابا بزرگه می سوزه که تو ستایش هم بو د ❤
mamaniali عضویت: 1399/02/07 تعداد پست: 14438 آره اسمش جمال بود کار اون نبود؟ نه اون رفته با شامیز درمورد باباش بپرسه بعد رفتهبعد این پسره اومده نمره محسن درست کنه شامیز دیدتش اینم یه چیزی زده تو سرشآخریر هم که محسن اومده دیده این کله اش خونی فرار کرده خسته ام از حمل کردن بعضی چیزها، نه میتونم به کسی توضیحش بدم، نه میتونم باهاشون کنار بیام و نه راهی برای خلاص شدن ازشون پیدا میکنم ...!
mobi_83 مدیر استارتر عضویت: 1399/12/29 تعداد پست: 4158 وای استرس گرفتم طفلک مثلع این پیرزنا بایدمتوسل شیم بع اماما نجات پیداکنن اخه مامان بزرگ من اینجوریع ... منم یه جورایی😂دلم براش کباااب شد
mobi_83 مدیر استارتر عضویت: 1399/12/29 تعداد پست: 4158 😂من دلم ب حال اون بابا بزرگه می سوزه که تو ستایش هم بو د نه بابا اگه اون این همه واسه درس سخت نمیگرفت هیچکدوم از این اتفاقا نمیوفتاد همه تو ستایش هم این همه چی زیر سر اونه☹
بهارر77 عضویت: 1399/03/14 تعداد پست: 2558 نه بابا اگه اون این همه واسه درس سخت نمیگرفت هیچکدوم از این اتفاقا نمیوفتاد همه تو ستایش هم این همه ... خب من خیلی فیلم رو ندیدم ی قسمتشو دیدم فقط😄 ❤
mobi_83 مدیر استارتر عضویت: 1399/12/29 تعداد پست: 4158 خب من خیلی فیلم رو ندیدم ی قسمتشو دیدم فقط😄 آهابابابزرگ خیلی اصرار داشت نمرش خوب بشه بعد اون نمرش خراب شد به دوستش گفت دوسته هم بخاطر اون رفت که نمرشو درست کنه و شامیزو کشت
بهارر77 عضویت: 1399/03/14 تعداد پست: 2558 آها بابابزرگ خیلی اصرار داشت نمرش خوب بشه بعد اون نمرش خراب شد به دوستش گفت دوسته هم بخاطر اون رفت ... همین ؟خب اونی که افتاد زندان بعد آزاد شد کی بو؟ ❤