همش فکر میکنم شوهرم بهم خیانت میکنه
آخه لعنتی کارای مشکوک میکنه
اصن داغونم سرم داره میترکه
از وقتی بچم دنیا اومده اینجوری شده باهام رابطه نداره در صورتیکه قبلا اینطور نبود و تو هر شرایطی حداقل هفته ای یه بار رابطه داشت
تازه مثلا دوسه ساعت خودشو دیروز گم و گور کرد تاپیک دیروزم هست
فکر کنم از من دلزده شد بخاطر بچه و اینکه نمیتونم مثه قبل به خودم برسم
شاید چون اندامم بهم ریخته
اصلا حوصله و اعصاب برام نمونده دلم میخاد زار بزنم
چقد زندگیه بدون بچه راحت بود الان یکی همش ور دل آدم عر میزنه و تموم وقت آدمو میگیره
نمیدونم چیکارکنم یه مادر خستم و مشکوک به شوهرم
خیلی دلم گرفته
نگید به خودت برس چون همه ی سعیمو میکنم
مشکل من شک به شوهرمه