بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چی بگم خانومی اون موقعها رو اصلا دوست ندارم 😞 اون زمان خونه مادر شوهرم تو یه اتاق 3×4زندگی میکردیم خیلی سخت بود با شوهرم سنتی ازدواج کردیم پسر داییم بود و منو پدر مادرش بهش پیشنهاد داده بودن اونم قبول کرده بود اونم یکی رو میخواسته ولی پدر مادرش قبول نکردن بعد منو پیشنهاد دادن ما شهرامون از هم دیگه فاصله داشت روزای نامزدی چندان خوبی نداشتیم من همش وقتی دلتنگش میشدم با خودم میگفتم اشکال نداره چندوقت دیگه عروسی میکنیم اونوقت همیشه پیش هممیم که بعد عروسیم اینجوری شد مردم بهترین لحظه ها وماها و سالها ی عمرشون اوایل ازدواجشونه مال مام که اینجوری. حالا تو بگو