ببین من خودم هر کی رو تو جاده خیابون ببینم سوار میکنم خصوصا زن و بچه یا پیرزن ، ...
حالا فکر کن تو کند رو اتوبان کرج یه خانوم واستاده بود به شوهرم گفتم سوار کن حالا آرایش غلیظی هم داشت منم روز شهادت بود مشکی سرم بود تا شوهرم اومد ترمز کنه یه مسافتی طول کشید ماشین بایسته ، یهو دیدم خانومه داره نزدیک میشه ولی وسط راه پشیمون شد و سوار نشد
تازه فهمیدم بله خانومه ..... بود چون من روسری مشکی بود منو از دور ندیده بود شوهرم ترکید از خنده گفت بیا دیدی چی بود طرف 😁😁😁😁ولی باور کن باز دلم براش سوخت چون تو آفتاب تو مرداد ماه