حالا بگیر بخواب نصف شب چرا به مادر شوهر فکر میکنی، یاد خودمافتاماولین شبی که اسباب کشی کردیم رفتیم اونجا میخواستم بمیرم، احساس میکردم تا اخر عمر اسی شدم فکر نمی کردم دیگه بتونم از اونجا پاشم،صبح که چشمامو باز کردم گنگ وگیج بودم حالا چکار کنم ولی خدا کمک م کرد گذشت