دیگه عزیزم ما نصف هفته رو خونشونیم چجوری کنترل نمیشیم،بمن میگه برامون سالاد درست کن،بعد میگه یبار باید دستتو تو دستشویی بشوری یبار تو اشپزخونه!روسری سرت کنی مو نریزه توش،برا خیار خورد کردن یبار دستتو جدا بشوری،گوجه یبار پیاز یبار،تو ببین من تو تک تک لحظات سروکله زدن بااین دیوونه چقدر دارم جلو خودمو نگه میدارم هیچی نگم،میری خونشون شب،صبح تا غروب گردش بوده با دوستاش ما میریم خودشو پرت میکنه کف خونه وای وای پام درد میکنه وای مردم حالم بده،خب مریضیت برا منه گردشت برا دوستات؟