ن میدونی چیشده هفته پیش مامانش دعوت کرد دوساعت زودتر رفتم کمک کردم کلا اخم و ایناشو محل نزاشتنشو ول کن
رفتیم سر سفره انداره خودشون غذا درست کرده بود تو پیاله حلیم داد زودم سفره رو جمع کرد تعارفم نکرد بخورم داشتیم میرفتیمم گف کارهای سختو تو کردی جای تشکر
بجز تیکه هاش۔۔۔۔
حالا دیده مامانم دعوت کرده و فلان دوباره زنگ زده بیاین من گفتم نمیام دیگه حالا شوهرم غمبرک گرفته میگه چرا گفتی ن
خوب وقتی کوچیکم میکنه برچی برم