یکی از بستگان من این شکلی بود خواستگاری ش ، عاقبت به هم رسیدن ، اما خانواده ی پسر حتی عروسی هم نیومدن و کلی ماجرا و جنگ و دعوا تو زندگیشون هست همیشه سر همین کینه ی خانواده پسر ....خود داماد هم بعدها رفتار خوبی نداشت و خوب از آب در نیومد علی رقم اون همه اصرار ...دلیلش هم میگفت اینه که همیشه بین یه دعوای بزرگ و تموم نشدنیه ولی خب بگم این پسر خیلی وابسته خانواده اش بود به خاطر همین ضربه خورد و خانواده ی دختر بعد برای دخترشون خونه خریدن ، کمک های مالی آنچنانی....وقتی دیدن زندگی دخترشون داغون شده با همون رفتار و کردار بدشون ...اما نوشدارو شد همه ی کمک هاشون چون زندگی این دو نفر هیچ وقت درست نمیشه الان بیست سال گذشته ...عزیزم شما اگر واقعا میخوای این اتفاقات برات تکرار نشه بگو خانواده ات یه جوری اوضاع رو درست کنند چون اگر این وصلت صورت بگیره اون وقت خیلی برات سخت میشه مگر اینکه قید یک طرف و بزنی و با طرف دیگه به میل اونا مدارا کنی ...پس سعی کن اگر شدنیه مساله رو حل کنی