2777
2789
عنوان

کاری ک نبایدو کردم بیای کمک لطفا ...

194 بازدید | 25 پست

بچه ها تاپیکامو فک کنم خوندید 

گفتم من با ی نفرم ک خیلی همو میخوایم 

 ی مدته من ب خاطر کنکور اومدم خونه تنها درس میخونم و از مامانم اینا دورم و با مادر بزرگمم  

چن مدت پیش عصرخیلی دلم گرفته بود رفتیم یکم راه بریم با اون بودم بلافاصله زن عموم تو راه منو دید ما هم هول کردیم راهمونو کج کردیم برگشتیم بعد پسراشو فرستاده بود دنبالمون ک هی منو صدا کنن بچه هستنا

ولی مامانش خیلیییی ادم نچسب و حرومیه 

اخه بگو دیدی ک دیدی دهنتو ببند حداقل بعد بعدش پیام داد( پیاده روی خوش گذشت ؟ 

ببخش ک پیاده رویتونو خراب کردن  خب نمیخواس ک بپیچونی از کنارم رد میشدین هیچی نمیگفتم 

راسی بابات اینا میدونن یا ک بهشون بگم ) منم گفتم حالت خوب نیس ساقیتو عوض کن 

اصلا قبول نکردم 

بعد حالا ب اونی ک میخوام گفتم ک دیگ پیام نده فعلا

ما ۴ ساله دیگ تقریبا با همیم مامانم اینا و همه خانواده اون میدونن ولی مامانم مخالفه .....

اگ میخونیم ک ادامشو بگم 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

بعد امروز فهمیدم دختر عمم پشتم حرف زده سر همین موضوع ک با این پسره ام 

منم ب عشقم گفتم ک دیگ بیا تمومش کنیم و اینا 

اونم گف هر طوووور ک ت راحتی 

ت هر چی بگی من قبول میکنم هر کاری بگی میکنم 

بچه ها ما ی روزم بدون هم نبودیم 😞😔😣

بهش گفتم بریم تمومش کنیم 

اونم گف هر چی ت بگی فقط میخوام ت خوب باشی 

بعد‌گف هر وقت دلت خواس بیا من منتظرتم و از اینن حرفا 

گف اینکه بدون حرف میرم فقط و فقط بخاطر خودته 

ن اینکه ترسیدم یا هیچی 

من از عشق مطمئنم بخدا 

حتا ب مامانش اینا گفته بود ک بیان خواستگاری و این چیزا همه راضی بودن ولی من گفتم ن زوده 

وایی نمیدونم 

کلافه شدم ب نظرتون کار درستی کردم ؟

من بدون اون میمیرم بخدا چیکار کنم 😢😞😭

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز