امشب عشقم بهم گف که بخاطر محدودیت های کرونایی مامان بابام گفتن نمیتونن از شهر دیگه بیان تهران برای خواستگاری و نشون کردن
اخه عشقم الان تهرانه و تو خوابگاهه برای کاراش
ولی مامان باباش یه شهر دیگه هستن
قرار بود که باهاشون صحبت کنه و بیان خواستگاری گف میخوایم نشون کنیم فعلا
امشب گف بخاطر محدودیت کرونایی نمیتونن بیان و محدودیت بعد دو هفته برداشته میشه. میان
ولی بهش گفتم چجوری راضیشون کردی نگف
احساس میکنم ناراحته اخه دنبال کار میگشت و هر جا رف دنبال کار یه مشکلی پیش اومد و بهم خورد سرکار رفتنش
الان امشب بهم اینو گف. بعد گف که میخواد گوشیش بفروشه تا پول دستش بیاد . من نمیدونم حالا واقعا اصلا میاد خواستگاری یا نه و اینکه اگه مامان بابام گفتن این کار نداره و قبول نکنن چی😔