2777
2789
عنوان

مادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 717 بازدید | 72 پست
من یه روز در میون شوهرم بهم میگه بیا خونمون  یه وقت هایی ام هر روز چند وقت یه بار برم خونشون؟

هفته ای یکی دوبار زیاد نرو خونشون بزار ی مرزی بین ت و خانواده شوهرت بمونه

البته من نمیدونم اونا چجور ادمایین ولی میگن اگه بیش از حد یجایی بری دیگه مثل سابق احترام ادمو نگه نمیدارن

الهــــی؛؛ این بنده چه داند ڪه چه مے باید  جُست؟ داننده  تویے ، هر آنچه دانے  ، آن ده....♥️
من چند بار براش کادو گرفتم باهاش میگفتم و میخندیدم ولی هرچی این کار هارو کردم بیشتر رو دار شد و بی ...

گلم من تو شرایطتت نیستم ولی فقط اینو بدون مثلا همسرت بیاد بگه به تو مامانت اینکارو کرد اونکارو کرد تو نمیشه که از مادرت بدت بیاد اتفاقا همسرت از چشم میوفته اصلاااا اصلااااا حساس نباش گل دختر  منم سنی ندارماااا ولی با اینکه ماورشوهرم خانومههه ماهم مشکلات داشتیم 

ولی با سیاست که رفتار کردم انقدر دوسم دارن ببخشید لباس زیرمو بیمارستان بودم نذاشته بود مادرم بشوره خودش شسته بود نمیدونم انقدر زحمتمو تو اون مدت کشیده مدیونشم همیشه هم احترامشو میارم 

فقط به   خدای مهربونمون     اعتماد کن و به ائمه متوسل شو برات ناممکن هارو ممکن میکنن❤❤خداااااجونمممم❤میشه دستای منم مث دوستای نی نی سایتم پرکنی میدونم که ناامیدم نمیکنی از امشب امیدم هیییچ احدی نیست فقط امید به رحمتت دارم .پس تنهام نذار   .من تجربه تلخ حاملگی خارج رحم دارم دعا کنید بارداری بعدیم سالم باشه 😢😭

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

به شوهرم میگم همش ولی میگه خانواده ی من اینجوری نیستن که همش بیان خونمون  میگه اصلا کاری به م ...

من تجربه ی خودمو برات میگم. چهارماه مجبورشدم با خانواده شوهرم زندگی کنم البته فقط پدرو مادرش بودن اینو بهت بگم مادرشوهرم این چهارماهو زهههرمارم کرد منوشوهرم هرررجا یعنی هرجااااا میرفتیم باهامون میومد. بدون در زدن میومد تواتاقمون ک من مجبورشدم در اتاقو قفل کنم ک بماند یه مدت سر این موضوع باهام کج شده بودو ب شوهرم گفته بود ناراحت شدم از کار زنت چرا در اتاقو قفل میکنه مگه من نامحرمم😐🤦‍♀️☹. یا هرصبح زود سروصدای ظرفارو درمیاورد و تلویزیون رو روشن میکرد ک من نخوابم و میگفت زن باید سحرخیز باشه واااااای ک جهنمی بود.

اینو بدون اگه با مادرشوهر همخونه بشی بجز عذاب توزندگی چیزی نصیبت نمیشه بجز دیوانگی🥴

هفته ای یکی دوبار زیاد نرو خونشون بزار ی مرزی بین ت و خانواده شوهرت بمونه البته من نمیدونم اونا چجو ...

الان ازش زده شدم حتی رغبت نمیکنم قیافشو ببینم

ولی دیگه خیلی کم کم و دیر به دیر میرم خونشون تا یکم دست از سر من برداره

همیشه هرچی ام که میگه من فقط سکوت میکنم

دلم برای بی کسی خودم میسوزه😭😭

من تجربه ی خودمو برات میگم. چهارماه مجبورشدم با خانواده شوهرم زندگی کنم البته فقط پدرو مادرش بودن ای ...

من تو زندگی مجردیم ام خیلی عذاب کشیدم دیگه طاقت ندارم الانم عذاب و بدبختی بکشم😭😭

چرا پیش مادرشوهر عشقم عزیزم میکنی یه ساعتو سنگین بشین برو 

دلت را بتکان ٫اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین بگذار همانجا بماند فقط از لابه لای اشتباه هایت یک تجربه را بکش بیرون قاب کن و بزن به دیوار دلت ٫اشتباه کردن ،اشتباه نیست ٫در اشتباه ماندن اشتباه است 

گلم من تو شرایطتت نیستم ولی فقط اینو بدون مثلا همسرت بیاد بگه به تو مامانت اینکارو کرد اونکارو کرد ت ...

با مادرشوهرت چه جوری هستی؟

چجوری باهاش رفتار میکنی؟ 

چه کاری براش میکنی که دوستت دارم؟

میشه به منم یاد بدی

چرا پیش مادرشوهر عشقم عزیزم میکنی یه ساعتو سنگین بشین برو 

اخه شوهرم وقتی میبینه اینقدر دوسش دارم و اینو نشون میدم و جلوی بقییه بهش احترام میزارم خوشش میاد

همش فکر میکنه پسرشو میخوام ازش بگیرم ولی خیلی تابلوعه چون من هرکاری و هرچی به شوهرم میگم اونم انجام ...

دلم براش سوخت 

خودتو بزار جاش 

احساس می‌کنه تو رقیب اونی 

پسرش بوده عزیزش بوده 

جلو اون قربونش صدقه نرو 

گاهی هم پای سفره پیش مادرشوهرت بشین 

اگه شوهرت. میخای  اونم بخاه 

موفق تری و خوشحال تر 

اخه شوهرم وقتی میبینه اینقدر دوسش دارم و اینو نشون میدم و جلوی بقییه بهش احترام میزارم خوشش میاد

توی خلوت محبت کن میبینی مادرشوهرت حساسه نکن دیگه

دلت را بتکان ٫اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین بگذار همانجا بماند فقط از لابه لای اشتباه هایت یک تجربه را بکش بیرون قاب کن و بزن به دیوار دلت ٫اشتباه کردن ،اشتباه نیست ٫در اشتباه ماندن اشتباه است 

دلم براش سوخت  خودتو بزار جاش  احساس می‌کنه تو رقیب اونی  پسرش بوده عزیزش بوده&nbs ...

مادرشوهرم اصلا دوس نداره شوهرم به من محل بده 

فقط دوس داره شوهرم با خودش و دخترش شوخی کنه و بگه و بخنده و کیف کنن

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792