سلام دوستان
من 6 ماهه که عقد کردم
مادر شوهرم خیلی بهم حسودی میکنه حتی یه بار بهم گفت اینقدر پیش پسرم نشین اخه من سر سفره و همیشه پیش شوهرم میشینم
شب عقدم شوهرمو یاد داد که مامان من قران و جابه جا کرده
هیچی و نمیشه گردنش بزاری قسم میخوره که من نکردم
مادر شوهرم توقع داره شوهرم هرکاری با من میکنه با اونم بکنه مثلا شوهرم با من هرشوخی ای بکنه باید با مادرشم بکنه
اینقدر حسودی منو میکنه که وقتی من به شوهرم میگم عشقم اونم سریع میگه به شوهرم
یا تا قربون صدقه شوهرم میرم اونم سریع میره
تازه خیلی ام حرف درست میکنه برام
من عموم سه روز بود مرده بود میگفت به همه مرضی چرا ناراحته
شوهرمو یاد داده بود و جلوی شوهرم گریه کرده بود که مرضیه با ما بده که ناراحته
بخدا دیگه خسته شدم بنظرتون چیکار کنم؟؟