ممنون که اومدین تاپیکم.
بچه ها من اصلا زیبا نیستم فقط یه هیکل گنده دارم که تو چشم هست همیشه هم سر کار مانتو گشاد که روش روپوشیه بار مصرفه ومقنعه و اینروزا هم که ماسک و کلاه یه بار مصرف و اینا (توی سفره خونه کار میکنم). این جریان که میخوام بگم مال قبل از قرنطینه هست که مشتریا میومدن داخل الان بیرون بر هستیم. یه شب دیدم یه مرد هی سفارش میده یکی یکی مثلا یه بار گفت ماست بیار یه بار گفت نوشابه یه بار میگفت دلستر همشم چشم از روم بر نمیداشت حالا من با اون پوشش خیلی هم افتضاح. بعد یهو گفت اون ماشینو میبینی دم در همون موقع سویچشو زد چراغاش روشن شد گفت اون مال منه... منم یه لحظه اختیارمو از دست دادم داد و بیداد راه انداختم. صاحبکارم اومد سریع جمعش کرد منو برد تواشپزخونه منم از شدت عصبانیت میلرزیدم. از اون نامرد تند تند عذر خواهی میکردن ولی خوب بقیه مشتریا فهمیدن که دعوا شده دیگه هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. صاحبکارم بهم گفت دیگه از فردا نیا مشتریامو میپرونی با این اخلاق گندت. غم عالم تو دلم ریخت چون به این کار نیاز دارم هم به حقوقش هم اینکه غذای خونه تامین میشه. عذر خواهی کردم گفتم بهم چی گفته اونم گفت بی سر و صدا میومدی قبول دارم اشتباه کردم ولی بیرونم کرد. منم صاحبخونمو که ادم با خدایی هست واسطه کردم روشو زمین ننداخت بهش گفت بگو بیاد ولی دیگه تکرار نکنه.
بچه ها خدا شاهده از اونروز تا حالا بلایی به سرم میاره که هر شب از شدت کمر درد لنگ لنگون میام خونه حتی دستکشم برام نمیخره میگه هفته ای یکی. قبلا تی کشیدن و اینا با من نبود ولی الان باهام لج کرده تا همه کارا رو نکنم نمیزاره بیام من شیفت عصر تا شب هستم ولی متوجه شدم عمدا ظرفا و سیخای ظهرو هم میزاره من بشورم. نمیدونم برم یا بمونم از یه طرف اینجا دغدغه غذا و ایما ندارم روزا هم که بچه هام کلاس دارن میتونم مراقب باباشون باشم از یه طرفم اگه بمونم دارم داغون میشم الان از شدت کمر درد نمیتونم بخوابم از 6 تا 1سر پا بودم