2777
2789
عنوان

مادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 356 بازدید | 21 پست

مادربزرگ منم همینطور بوده با اینکه مامانم کاری باهاش نداشته و تازه همه کاراشو هم میکرده بازم حسودی میکرده فوحش میداده پشت سر حرف میزده ولی مامانم هیچی نمیگفته و سال ها هم باهاش تو یه خونه زندگی کرده  

طرف بی سواده و طرز فکرش قدیمیه دیگه

هیچ کاریش نمیشه کرد 😐

گورپدرشون بابا منم کم‌نکشیدم محلش نمیزارم وواسش خط ونشون کشیدم‌که مزاحم من وبچه هام نشه بیست جهاری ...

اره خوب چون سالی دوروز میریم همسرم میگه بهشون حرفی نزن 

جوابشون رو نمیدم

این سری یه چیز جالب شنیدم ازشون 

پدر و مادر من هر عید که میشه بهشون زنگ میزنن و احوال پرسی و تبریک (اونا هم شهر دیگه هستند) تو دعوا به من گفت اگه ما خوب نبودیم خانوادت به ما زنگ نمیزدند احوال ما رو بپرسند☹️

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اخه موندم من عروسم ،نوه هایش و پسرش چی. چرا بی محبتی می‌کنه .چرا برای ما خسیس بازی در میاره  ...

لنگه مادربزرگ پدری  منه .. ماهم دقیقا هزاران بار این سوالارو از خودمون کردیم ولی به جوابی نرسیدیم، نرو خونش کلا اینطور زنها عقده ای هستن  عقده های جوانیشون میخوان سر عروس پیاده کنن 

لنگه مادربزرگ پدری  منه .. ماهم دقیقا هزاران بار این سوالارو از خودمون کردیم ولی به جوابی نرسید ...

خیلی 

تمام مسایل زندگیش شده براش عقده هایی که سر ما عروس ها پیاده می‌کنه .

با یکی از جاریهام که قهرن 

اون یکی هم طبقه پایین خونشون زندگی می‌کنه با اینکه ۲۱یال بیشتر نداره این سری دیدم رعشه دست گرفته 

بهش گفتم استرس زیاد داری سکوت کرد گفتم سردرد و قلب درد هم داری گفت آره .دلم خیلی سوخت  .

نمیتونم با جاری ها زیاد حرف بزنم در حد چند تا کلمه چون مادر شوهرم فکر می‌کنه بدگویی اون رو میکنیم و بدخلقی و اخم و دلخوری





یه چیز دیگه بگم یه خونه بعد ۲۰ سال سختی خریدیم و همسرم به نام من کرد 

وقتی فهمیدند یک سال رو اعصاب شوهرم بودند تا آخرش خودم گفتم به نام خودت کن.

بعدش فهمیدم  دخترش هم خونه رو به نام خودش کرده بوده . یه بام و دوهوا


خیلی  تمام مسایل زندگیش شده براش عقده هایی که سر ما عروس ها پیاده می‌کنه . با یکی از جاریهام ...

مادرشوهرمن جاریم دختر خواهرشه شدیدا ازش میترسه  تویه خونه هم باهاش زندگی میکنه ...فقط خدا میدونه چقد فرق میزاره بین من وجاریم ...چه ابروریزیایی ک نکرد وچقد دل نن و شوهرم شکوند.... خیلی باشوهرم بحث کردم سر اینکاراش یمدت خونشم نرفت ولی درست نشد چون سراسر عقده های حقارته جاریمم لنگه خودش عقده ای وحسوده بپای هم میان دوتاشون همیشه توحسرت وعقده زندگی دیگرانن 

اره خوب چون سالی دوروز میریم همسرم میگه بهشون حرفی نزن  جوابشون رو نمیدم این سری یه چیز جالب ...

هی باباولشون کنیدبحال خودشون انگارنه انگاروجوددترن من دارم رواین روش تمرین میکنم کاش جواب بده

ناباورانه اومدی کوچولوی قشنگم 😢 بمان برایم، منتظر شنیدن صدای قلب کوچولوتم همه هستی من، بیاومنوخواهراتوبه یک دنیای بهتروزیبادعوت کن، دوستت دارم عزیزدلم🤗😍😊🙊🎈 💗🤗که هنوزمن نبودم که تودردلم نشستی 💜 فرفررررری من😍❤😺🤗❤  مخملک خودم🤩🤗💗 👑💗🤗👧💗دخترای من شماسرزمین من هستیدخیلی دوستتون دارم❤❤❤❤🤗🤗🤗🤗😍😍😍😍 شوهرعزیزم،جانی ودلی ای دل وجانم همه توووووو،دنیافقط دختراموشوهرم👭💁👧💏❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108