بعدم یکم دلار و چک حامل خونه داشت برداشت برد😕پسرم رو هم گول زد به بهانه ی خونه ی مامانش برد.به منم گف اومدم خونه نباشی😐اولش میخواستم برم خونه خواهرم که شهر دیگه س اما دیدم بدون پسرم نمیتونم.خونواده م هم اهل حمایت که نیستن هیچ ،کار رو هم خرابتر6 میکنن...
بخدا همیشه صبر و تحمل کردم...نمدونم کیا منو اینجا میشناسن.از خونه داری و شوهرداری و بچه داری همه ازم تعریف میکنن اما نمدونم چرا اینطور شد!!!
الانم انگشتامو اینقدر برعکس تا داده بود درد میکنه نمتونم تندتند تایپ کنم.اینا رو هم از قبل تایپ کردم.
خواستم برم برگه بگیرم برم پزشک قانونی اما دیدم جمعه س اذیت میشم.