دوستان من تاحالا تاپیک مادر شوهر یا خاهر شوهر نزدم اما امروز خیلی دلم شکست ازشون دلم براش شوهرم سوخت من و خاهرشوهرم تقریبا با فاصله ۱۰ روز زایمان کردیم من دخترم زودتر ب دنیا اومد وقتی رفتم بیمارستان هیچکس از خانواده شوهرم بام نیومد فقط شوهرم فقط وقتی زایمان کردم اومدن و رفتن حالا اینا ب کنار رفتم خونه بابام یک ماه موندم هیچ سراغ نگرفتن فقط یه روز من مامانم زیاد واسه بچه نوزاد بلد نیست اگ مریض بشه اما مادر شوهرم چرا خیلی بلده اما هیچوقت واسه دخترم نیومد و اصلا سراغ نمیگرف الان دخترم سه ماهشه من دخترم کمی سبزه هستش اونم ب شوهرم رفته اخرش عکس دخترم و شوهرم میزارم همش میگ دختر شما سبزه دختر دخترم سفیده نمیدونم چی یا خود خاهر شوهرم هم اینو بم میگ منم جوابش نمیدم تازه کوچیک هم نیست ۴۰ سالشه خاهرشوهرم بچه اولشه من ۱۸ سالمه من دخترش حساب میشم حالا دیروز فهمیدم شوهرم بهشون میگ شما دخترم دوس ندارین خیلی دلم شکست واقعا شعور نداره بخدا من کاریشون نکردم نمیدونم چرا ایطورن برعکس جاریم دوتا دختر داره دوتاشون خونه باباش نرفته مادر شوهرم نگهشون داشته ازشون مراقبت کرده بخدا تازه جاریم دختر بزرگش با من ۴ سال اختلاف سنی داره حالا من دخترم همش گریه میکرد بردیمش پیش یه پیرزنی ک واسه بچه بلده گف بچت چشم خورده و اینا هردکتری هم میرفتیم میکف سالمه حالا وقتی فهمیدن جاریم بهشون میگف ما مردم میان واسه مادرشوهرم اون بردش پیش زنا😐واقعا خیلی دلم شکست ببخشید طولانی شد