امروز نامزدم اومد خونمون گف امشب دعوت خواهرم هستیم تو رو هم دعوت کرده در حالی ک خود خواهر شوهرم چیزی نگف بهم ک بیا بعد ک رفتیم شوخر یکی از اجیاش گف چرا زن اوردین مگه قرار نبود مردونه باشع جم بعد خندید من اقد عثبی شدم چیزی نگفتم چشام پر اشک شد ب نامزدم گف منو ببر اونم بهم حرف زد ک اره شوخی کرد
عاشق سربازی و موتور سواری، کاش پسر بودم حداقل این دوتا رو تجربه میکردم😢یه چپ دست باهوش🙂عاشق جنگی کردن خروس ها با فلفل. البته اگه دزدا بزارن🙃عاشق درست کردن سوت با یه خوشه گندم سبز😁انقدر فضول بودم و تو خاکا بازی میکردم موهامو تراشیدن😶همیشه در حال ولویی✌️😐 لحجه ی ما خیلی شیرینه ولی نمیدونم چرا خودمون بدمون میاد😕 یه نمونش اینه که به کثیف میگیم⇦پِچَل😐😐
تو همه روزای سختی که به من گذشت رو دیدی💐 من همیشه حضورتو تو زندگیم حس کردم❤ یه روز ازت یه پسر خواستم تا حامی و تکیه گاهم بشه و تو بهم دادیش ❤ حالا ازت یه دختر خواستم که مونس و همدمم بشه و بازم تو بهم دادیش ❤ گفتی ان مع العسر یسرا ، فان مع العسر یسرا💐 بابت همسر خوبم، خونه نقلی و پر از آرامشم و این روزای زیبایی که از سختی به آسونی رسوندیم شکرت ❤ حالا من مامان یه آقا پسر خوشتیپ و یه نی نی دختر خانم زیبا هستم 😍