ما ت یه شهر دیگه خونه دارم از خودمونه. همسرم موقع ازدواج از ما قایم کرد تو تحقیق فهمیدیم ولی بابام گفت نگو بزار ببینم هدفش چیه. بعد ها وقتی وسایلش میگشتم سند پیدا کردم.ب رو آوردم من عاشق اون شهری هستم که خونه داره. اینجا روستاس امکانات و هیچی نداره. بچه هام میرم مدرسه اونجا امکانات اینجا هیچی .ولی نمیره. میگه میبرم سال دیگه شد سال دیگه .شد7 سال. کنار اومدم مستاجری. نزدیک بودن ب خانواده شوهر اذیت هاشون و....دلیلشم. میگه شهرمو دوس دارم اونجا غریبم و.کارم سخته حقوق نمیرسه ولی دروغه. اینه میخاد ور دل باباش اینا باشه و. خاله زنکه. بهانه های الکی. ادمه فوق العاده تنبل. و گشادیه اگه کار دولتی نداشت عمرا میرفت سرکار. اما حالا دیگه واقعا نمیتونیم کرایه ها بالا کم آوردیم، سقط داریم. خونه خودمون دادیم اجاره یه چیزی هم میزازیم روش کرایه اینجا میدیم. چند وقت گیر دادم موعد خونه تموم شد حق ندازی تمدید کنی میخام برم خونه خودم.
. الان بقیش میزارم جا نشد