تنها جایی که میتونم حرفامو بگم اینجاس
نمیدونم چکار باید بکنم
حس میکنم نه راه پیش دارم نه راه پس
از زندگیم راضی نیستم، از شوهرم
تنها نقطه ی قوت زندگیم پسر چهار ماهمه
نه میتونم اخلاق شوهرمو خوب کنم
نه میتونم رفتار خونواده م رو باهاش مدیریت کنم
تا حدی حق دارن
شوهرم میگه بابات سرشو بالا نمیکنه جواب سلام بده
راس میگه
بابام کلا رابطه ش با شوهرخواهرم خیلی بهتره
خب شوهرخواهرمم اخلاقش بهتر از شوهر منه. اهل معاشرت و بگو بخنده
من همیشه شوهرمو با اون مقایسه میکنم
برای همین به کل ازش ناامیدم
خود شوهرمم رفتار پدرم با شوهرخواهرم و خودش رو با هم مقایسه میکنه و دلگیر میشه
نمیدونم چیکار کنم. امشب بحثمون شد
گفتم تو هیچکدوم از چیزایی که من میخواستم نداری در صورتیکه قبل ازدواج جور دیگه گفته بودی
گفتم طلاق میخوام. نمیتونم تحملت کنم
گفتم بریم مشاوره اگه درست نشد جدا بشیم. گف من طوریم نیس. حس میکنم بدبخت عالمم