بحثم شد، قراربود فرداهمراه پدرم برم شهر شوهرم که برای خونمون یسری چیزابخریم،بحثمون شد گوشی و روش قط کزدم نمیخام فردا برم اعصابم بهم ریخته، انقدر رو مخم رفت که با همه بحثم شد 😭😭😭نمیدونم فردابرم یانرم باید سنگ و سرامیک انتخاب کنم ولی از دستش عصبانیم بخاطر حسادتش ب پسرفامیلیشون باعث شد باخانوادم دعوام شه🥺🥺🥺