یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
دارع قلبم میوفته از سینه، وزنه چشمات بدجوری سنگینه، جوری کع انگاری دوتا پام روی مینِ😜 شاید اصلا خدا بخشید،دیگه مرگ بر گفتنامونو نشنید:)احتیاج دارم به طُ،، به گفتن از حالم به طُ انقد دسته گل آب بدیم، بگن نه تو آدم بشویی نه من آدم بشو..احتیاج دارم بریم، یه ماه شمال باشیم بعد از جنوب درایم:))اصلا احتیاج دارم دیگه بریم نیایم..یه چند ماه از زندگی رسید نخوایم .. احتیاج دارم بهم اعتماد کنی بدون امضا، همین،،،،بهت همه گندامو بگم بشنوی و یه دونه چرا نگی احتیاج دارم بگی حق نداری بری، وایسا باهم بریم،،بگی مراقب باشم موقع رانندگی:)) تو رو جای خدا نه، تو رو بعد از خدا من، قدِ عشقای عالم میپرستم، میپرستم..دلم قرصه وقتی یه کوه میذاره دست تو دستم(بابا♥) تو شخصی ترین حریممی ، افراطی ترین عقیدمی ، انگیزمی ، بیشتر از یه نیممی ، دلیل اینکه الان منطقی امی ، همیشه چپه سینمی ، میتپی♥
من الان شدیدا دلم میخواد یه چیزی بخورم اما نمیدونم چی😢
بیاخونه ی ما پذیرایی کنم
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔