دوست عزیز تاپیکاتون رو اتفاقی خوندم و کلی براتون دعا کردم با همسرتون مشکلتون حل شد؟ خواستم یک راه حل بهتون بگم البته اگر مایل باشین شاید خدا خواسته که من اتفاقی بخونم و این راه خل رو بدم
. مواظب تایپ کردنت باش پشت هر کابری یک قلب میتپه#من پر از انرژی های مثبتم...مربی بدنسازی ام...عاشق خونه و دخترم و شوهرمم... من عاشق استیک ام..... عاشق کشیدن پرده ها اول صبحم.... بستن موهای دخترم... زندگی همین دلخوشی های کوچیکه....بخند ک میگذره
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
عزیزم این مشکل در دوران عقدم برای من پیش اومد و ما به مرخله ای رسیده بودیم ک از هم خبر نداشتیم یک روز من تصميم گرفتم مسله رو حل کنم پیام دادم بهش حتی شماره منو نداشت حالا شما میگی وضعیت وات ساپشو دیدی گفتم منم گفت کارتون منم غرورو کنار گذاشتم یه بار برای همیشه گفتم میشه ببینمت؟؟ مهمه هنگ کرد گفت نه گفتم اگه مهم نبود نمیگفتم خلاصه قبول کرد و منم حسابی خودمو خوسگل کردم لباس و عطر وارایش و اینا وقتی دیدمش توی چشاش نگاه کردم و یه لبخند ملیح زدم یجوری خودمو نشون دادم یعنی میخامت گفتم بدون من بودن برات سخت نبود؟ هیچی نگفت خلاصه حرف زدیم ودر آخر گفتم بیا برگردیم یه زندگی قبلمون من نبودتو نمیتونم تحمل کنم خلاصه غرورمو شکستم و حل شد الانم داریم باهم زندگی میکنیم
. مواظب تایپ کردنت باش پشت هر کابری یک قلب میتپه#من پر از انرژی های مثبتم...مربی بدنسازی ام...عاشق خونه و دخترم و شوهرمم... من عاشق استیک ام..... عاشق کشیدن پرده ها اول صبحم.... بستن موهای دخترم... زندگی همین دلخوشی های کوچیکه....بخند ک میگذره
من پیش یکی گرفتم عالی ینی حرف نداره حتی جاهایی ک درد میگنه میگه و ادم دنبال پول خوردن نبوده و دعا رایگان میده بیشتررر از هرچی خوشم امد حوصله میزاره طرف درک میکنه و تا حد امکان کمک میکنه من پیش ی عده گرفتم مهلت نمیده بفهمم چی میگه ولی این خدا ازش راضی باشه هرچی گف راست در امد و اتفاق افتاد کسی شمارش خواست در خواست دوستی بده براش بفرستم برام دعا کنه
سلام عزیزم چند روز پیش با پسرا و باباشون رفتیم پارک یعنی قرار بود پسرا رو ببرم گفتم میای گفت اره ...
ریحانه خیلی باهاش خوب تا میکنی،یعنی چی شرایط برگشت نداره؟بهش میگفتی این چکاریه که هم ما رو حیران کردی هم خودتو؟؟از چی گف؟دلتنگ نشده بود؟پسرا خوشحال شدن؟مگه برگشت شرایط روحی میخواد اخه؟؟؟اونم خونه وزندگی خودت......عصبی ام از دست همسرت،اگه داداشم بود یه شرایط روحی یادش میدادم.خانواده شم همکاری نمیکنن....وگرنه برگشتن شرایط روحی نمیخواد از منظر من...