ما شهرستان بودیم بدجور با شوهرم دعوا کردیم ی شب قبل برگشتنمون خونه البته از قبلشم از هم ناراحت بودیم ولی شدید نبود من شب نرفتم خونه پدرشوهرم و گفتم نمیام خونه و خونه مامانم خوابیدم مامانم ب زور راضیم کرد فرداش با شوهرم برگردیم خونمون چون صبح بلیط داشتیم و خودش پیام داد ب شوهرم صبح بیا دنبالش و چون شب نرفتم خونه پدرشوهرم خانواده شوهرمم متوجه دعوا ما شدن و صبح پدر شوهرم ک میخواست ما رو بروسونه فرودگاه از ماشین در نیومد سلام ب مامانم کنه من نمیدونم شوهرم چی گفته بهشون منم نرفتم با مامانش خداحافظی کنم و کلا شوهرم جواب سلام منو نداد و کلا باهم حرف نمیزنیم این چند روز الان خواهرش بهم پیام داده باقیشو الان میگم
بهم پیام داده سلام عزیزم خوبی دلم تنگ شده و این چند روز ک رفتین دلم تنگ شده و دعا میکنم زود بیاین اینور چون قراره شغل شوهرم بره اونجا و من راضی نیستم ولی ب اونا چیزی نگفتم یعنی شوهرم بهشون چیزی گفته و عمدی این حرفو زده؟اخه الان درحالت عادی باید باهام قهر میبود چون من با داداشش دعوام شده
از هریت تابمن کسی که برده ها رو فراری میداد پرسیدنسختترین مرحله کار شما برای نجات بردگان چی بود؟ گفت:قانع کردن یک برده به اینکه تو برده نیستی ........ مشکل اینجاست که ما خودمونم ارزش خودمونو نمیدونیم 😞 به امید روزی که صلح در سرارسر جهان برقرار بشه و همه با عقاید و افکار متفاوت کنار هم خوشحال و بدون تفرقه زندگی کنیم 🙃. بزرگترین آرزوم تساوی حقوق زن و مرده و اینکه خانوما ارزش خودشونو بدونن هستش 🤗🤗🤗
عمدی یا همینجوری گفته نمیدونم ولی چززی نیست ک باااش بد حرف بزنی تو و شوهرت اشتی میکنید اخر بده تو می ...
اخه در حالت عادی باید باهام بد باشن چون داداشش رفته خواستگاری دوست خواهرم و دوست خواهرم اول جوابشون مثبت بود بعد جوابش منفی شد البته من چیزی نگفتما خودشون جوابشون این شد ولی تو همین بازه ک ما دعوا کردیم اتفاق افتاده حالا اونا فکر میکنن من چیزی گفتم
من کاری ندارم فقط ازت خواهش میکنم نذار دعواهاتون حتی نزدیک ترین کست بفهمه من یه بحث الکی خانواده ها فهمیدن هم مامانم بعد چند وقت کوبید تو سرم هم پدرشوهرم در صورتی که هیچ مشکلی من و شوهرم نداریم
تبریک
1
5
10
15
20
25
30
35
40
تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️۱۴۰۴/۰۹/۲۰ روز مادر رفتیم دکتر مامان قلبت خیلی ضعیف میزد کلی گریه کردم 🤕1404/10/26 کیسه آبم پاره شد و پسر قشنگم با وزن 2580به دنیا اومد و زندگیمون قشنگتر کرد
اخه در حالت عادی باید باهام بد باشن چون داداشش رفته خواستگاری دوست خواهرم و دوست خواهرم اول جوابشون ...
ببین تو خودت اون خانوما بیشتر میشناسی شاید واقعا ادمی نیست ک الکی همه چیو قاطی کنه شایدم خیییلی هفت خطه میخواد ترو حرص بده از نظر خودت به اخلاقش کدوم بیشتر میخوره
دعوای ماهم شدید نبود من رفتم پیش مامانم گریه کردم اونم ناراحت شد زنگ زد شوهرم اومد باهاش حرف بزنه دع ...
اره ماهم بحثمون هم مهم بود هم الکی یکیش که خانوادم فهمیدن سر این بود که گفت یا من یا کارت چون باهاش قهر بودم مجبور بودم به خانوادم بگم که شبا بیان دنبالم یکیم که شوهرم بیکار بود یه جا براش کار گرفتن نرفت مادر شوهرم گفت زنگ بزن به بابا بگو منم زنگ زدم گفتم خسته شدم یه سال ونیم بیکار حالا چپ میرن راست میرن میکوبن تو سرم که اره یادت رفته باهم مشکل داشتین
تبریک
1
5
10
15
20
25
30
35
40
تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️۱۴۰۴/۰۹/۲۰ روز مادر رفتیم دکتر مامان قلبت خیلی ضعیف میزد کلی گریه کردم 🤕1404/10/26 کیسه آبم پاره شد و پسر قشنگم با وزن 2580به دنیا اومد و زندگیمون قشنگتر کرد