سلام. سال 1400 و سال تحویل بدترین خاطره عمرم شد. دقیقا یک ساعت بعد از سال تحویل پدرم ایست قلبی کردن و از پیشمون رفتن. خیلی دلم براش تنگه. میخواستیم ببریم دکتر که اجل مهلت نداد. قبلش میگفت معدم درد میکنه نگو قلبش بوده. همش خودمو سرزنش میکنم اگ زودتر میبردیم دکتر الان شاید زنده بود. ولی بقیه میگن حکمت خدا بوده نمیدونم شاید بخاطر دلداری میگن😔😔😔
کتاب معشوق من است🌼 من هم مجردم هم متاهل.لیسانس روانشناسی دارم و در حال حاظر حقوق می خونم..سی سالمه و دختری هجده ساله دارم.🌻. بعداز هر شکست از جات بلند میشی، و ادامه میدی؟ پس قهرمان داستان خودتی.💛