دندانسازی ک من پیششکار میکردم خدایی خیلی اقای محترمی بود ..اونجا من و یه خانم دیگه دستیار بودیم ک اون دو سال بود ک اونجا بود اون خانم به من بدون دلیل حسادت میکرد(خدا میدونه دلیلیش چیه)احتمال میدم چون دندانسازه مجرد بود شاید منو یه تهدید میدونست تو او فضای کاری ..خلاصه با موزی گری و دعوا با من کاری کرد ک من از اونجا برم و خودش و اون آقا تنها باشن